قرن بیستم ، قرنی که دنیا را لرزاند ..!

“انقلاب اکتبر ” 1917 ” در روسیه برای آنهایی که دل در گرو آرمانهای چپ و رادیکال دارند و به مارکسیزم انقلابی وفا دارند ، یک تاریخ دور و فراموش شده نیست . این انقلاب برای آنها یک خاطره نزدیک و پرتوش وتوان است . بخشی به این دلیل که زندگی چندین نسل را که هنوز هم زنده و حتی فعال سیاسی و فرهنگی هم هستند تحت تاثیر خود قرار داده است . تا به امروز هم خاطرات آن دوران و انقلابش زنده است و هیچگاه به فراموشی سپرده نخواهد شد و نسل به نسل منتقل میشود .امروز بعداز 100 سال در هر کجا که کارگری باشد نام لنین به عنوان یک رهبر محبوب و عملی این انقلاب همچنین به عنوان یک رهبر بزرگ قرن بیستم می درخشد” .
امروز سه شنبه هفتم ماه نوامبر برابر با 16هم آبان سالروز انقلاب کارگری در کشور روسیه است. 100 سال پیش طبقه کارگر روسیه به رهبری حزب بلشویک و لنین در چنین روزی طی یک قیام پیروزمند انه حکومت بورژوایی آن کشور را سرنگون کرد و قدرت سیاسی را به دست گرفت.
انقلاب کارگری در سال 1917، طبقه سرمایه دار روسیه را از قدرت به زیر کشید و پایه های حکومت کارگری را در این کشور بنیان گذاری کرد. پیشروی جنبش طبقه کارگر، و انقلاب کارگری بتدریج همه امپراتوری روسیه را در برگرفت. با گشوده شدن افق سوسیالیسم و عدالت اقتصادی، و چشم انداز تامین برابری های اجتماعی و لغو امتیازات و نابرابری های ملی، اتحاد داوطلبانه ای از ملتهای ساکن این امپراتوری شکل گرفت و بدین ترتیب اتحاد جماهیر شوروی متولد شد.
اگر چه حکومت کارگری در اتحاد شوروی سر انجام شکست خورد، اما امروز 100سال پس از این رویداد آرمانهای این انقلاب در سرتاسر جهان هنوز زنده اند و قلب جهان برای انقلاب اکتبر دیگری می تپد. به امید آن که تجربه سازمانیابی شورایی کارگران، به عنوان حرکتی پویا و فراگیر در درون جنبش کارگری تداوم یابد و طبقه کارگر با اتکا به تشکل های خود و بکارگیری درس های انقلاب اکتبر، در مبارزات و افت و خیزهای پیشاروی، مطالبات و حقوق پایمال شده خود را به دست آورد و پیروزمند و سرافراز اهداف انسانی و رهایی بخش خود را تحقق بخشد. اکنون موقعیت اقتصادی، اجتماعی و درجه رشد نیروهای مولده نشان می دهند که زمینه ها و شرایط عینی برای وقوع انقلاب سوسیالیستی و رهایی از نظام ستمگر سرمایه داری آماده تر از هر زمانی است. آنچه که فراهم نیست شرایط ذهنی است. یعنی عدم آمادگی طبقهی کارگر از لحاظ آگاهی، تشکل یابی طبقاتی و عدم سازمانیابی درحزب سیاسی خود، یعنی شرایطی که فراهم کردن آن در گرو پیشروی استراتژی سوسیالیستی است.

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *