طلاق، معضل یا راه چاره برای برون رفت از مشکلات

By / 2 هفته ago / مقالات / No Comments

سیما حسینی
طلاق و از هم پاشیدگی کانون خانواده، یکی از معضلات مهم اجتماعی است که پیامدهای آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به شمار می رود ولی در شرایط حاضر متاسفانه به صورت متداول ترین راه حل یک ازدواج ناموفق درآمده است.حتی در بهترین شرایط، طلاق تجربه هیجانی ناراحت کننده ای است و در بدترین شرایط، می تواند به شوک و سردر گمی شدید منجر شود. مشکل و آسیب دیگر حاصل از طلاق زوجها، تنهایی و مشکل سازش دوباره با اجتماع است .
غالباً طلاق پیامدهایی در ابعاد فرهنگی ، خانوادگی ، اجتماعی ، اقتصادی را به همراه خواهد داشت که در این میان سهم زنان از این پیامدها و ناخوشی ها بیشتر خواهد بود.
خانواده مهمترین نهاد اجتماعی موجود در جوامع انسانی است و از نظر تکوین شخصیت و پرورش آن در فرزندان و نحوه ی کیفیت آن از حیث تطابق بعدی فرد در جامعه دارای آثار وسیعی می باشد.
طلاق شعله ی محبت را خاموش می کند، عشق ها را به کینه و دشمنی بدل می سازد، ضعف های یکدیگر را در برابر چشم هم بزرگ می نماید. حتی سبب می شود که آنان فقط نقاط منفی یکدیگر را ببیننند، هر کدام سعی دارد دیگری را متهم سازد و زمینه را برای سقوط او فراهم نماید..
اعتیاد مهم‌ترین عامل بیشتر طلاق‌ها معرفی می‌شود ولی نمی‌توان اعتیاد فرد را به تنهایی عاملی برای طلاق از طرف زوجه بیان کرد. عدم وجود مرد در خانه، بی‌مسئولیتی وی در برابر همسر و فرزندان همچنین عدم توانایی مرد برای تأمین مخارج زندگی مشترک که به دنبال اعتیاد فرد می‌آید،‌سبب بروز طلاق می‌شود.
یکی از مهمترین مشکلات زن پس از طلاق مشکلات مالی است، در بسیاری از موارد زن در مقابل طلاق از سوی شوهر از تمام حق و حقوق قانونی خود چشم پوشی می کند و یکی از آنها مهریه می باشد.
٣٩هزار و ٩٨١ واقعه طلاق طی سه ماه گذشته در ایران به ثبت رسیده است که نسبت بـه مـدت مشـابه سـال قبـل ١٧/٥ درصـد افـزایش داشته است.
بیشترین طلاق ثبت شده مردان در گروه سنی ٢٩و ٢٥ساله با ٩ هزار و ٨٥٥ واقعه بوده است و بیشترین طلاق ثبت شده زنان نیز در گروه سنی ٢٩ و ٢٥ساله با ٩ هزار و ٣٩٤ واقعه بوده است.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی دلایل گوناگونی را برای افزایش مستمر طلاق و کاهش ازدواج در ایران بیان میکنند. این دلایل از دخالت خانواده در امور زوجین تا اشاراتی به فقر اقتصادی را در بر می گیرد. اما آنها این دلایل را طوری بیان میکنند تا گردی بر دامان جمهوری اسلامی ننشیند.
در یک جامعه متعارف بورژوایی طلاق می تواند نشانه عدم تمکین زن به مقررات جامعه مردسالار و استقلال او باشد. چنین طلاق هایی نمایانگر این واقعیت خواهد بود که زنان در شرایطی قرار گرفته اند تا با مردسالاری و نظام حامی و ابقا کننده آن، یعنی سرمایه داری مبارزه کنند. جمهوری اسلامی در ایران اکثریت جمعیت را به زیر فقر رانده حتی آنجا که زن خواهان طلاق می شود این معنا کمتر واقعیت پیدا میکند. زن مطلقه در ایران با فرهنگ اسلامی و مرد سالارش به عنوان بیوه شناخته شده و همیشه در خطر تحقیر و حتی تجاوز است. کودکان خانواده های از هم پاشیده به نسبت قبل وضعیت نا ایمنی پیدا میکنند. در مورد خانواده های متلاشی شده طبقه کارگر و اقشار تهیدست جامعه کودکان در اکثر موارد به ناچار ترک تحصیل کرده و به کودکان کارگر و یا بدتر ازآن به کودکان کار و خیابان تبدیل می شوند.
در شرایط کنونی ما و تمام مبارزین راه رهایی انسانها برای استقرار جامعه ای سوسیالیستی مبارزه می کنیم که در آن خانواده صرفا بر اساس علاقه و عشق دو طرف به همدیگر و بدون هیچ نیاز مادی تشکیل شود . ما خواهان پاشیده شدن خانواده ها نیستیم و برای جامعه ای مبارزه میکنیم که در آن حرمت انسانها حفظ شود و انسانها حق انتخاب خود را داشته باشند و هیچ اجباری آنها را تهدید نکند . استقرار چنین جامعه ای فقط به نیروی طبقه کارگر متحد و متشکلی ممکن می شود . دست زدن به اقدامات فوری برای اجتماعی کردن وظایف خانگی نظیر پخت و پز، نظافت و بویژه بچه داری یکی از نیازهای مهم برای تحقق این هدف است. در چنین جامعه ای چنانچه زن و مرد به این نتیجه برسند که به هر دلیل نمی توانند زندگی مشترکشان را ادامه بدهند، جدایی، دیگر نه مصیبت، بلکه وسیله ای برای آسانتر و لذتبخش تر کردن زندگی خواهد بود. و در چنین موقعیت نباید کودکان و زنان بدون امکانات اقتصادی تنها گذاشته شوند، دولت و جامعه مسئول تامین امنیت اجتماعی و اقتصادی زنان و کوکان در جوامع نظیر ایران است.
منبع: شماره ٢٢ نشریه سوسیالیسم امروز
١١ نوامبر ٢٠١٧
٢٠ آبان ١٣٩٦

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *