گرفتن حق حداقل دستمزد ٥ میلیون تومان ممکن است! مصاحبه با رفيق سلام زيجي درباره ي تعيين حداقل دستمزد كارگران

By / 7 ماه ago / مقالات / No Comments

مقدمه:همانطور كه در جريان هستيد فصل تعيين حداقل دستمزد كارگران براي سال ٩٧است.در اين رابطه حزب سوسياليست انقلابي ايران بياننامه اي منتشر كرده است، و تعدادي از تشكل ها و سنديكاها از جمله،كارگران اتوبوسراني تهران و حومه، و كارگران كشت و صنعت نيشکر هفت تپه و گروه اتحاد و بازنشستگان بياننامه ي مشتركي به اشتراك گذاشته اند كه در رابطه با آن با رفيق سلام زيجي گفتگويي صورتگرفته ،توجه شما را به آن جلب میکنیم.

سوال:چرا افزايش حداقل دستمزد يك امر مهم در گسترش مبارزه ي طبقه ي كارگر است؟

سلام زیجی: دليل واضح قضيه اين است كه جمهوري اسلامي و به طور كلی سرمايه داري با تحمیل موقعیت وضعيت اقتصادي بد به کارگران تلاش ميكنند به سياست  و اهداف خودشان جامه ي عمل بپوشانند. در چهل سال اخير در ايران شاهد اين موضوع در حد يك فاجعه بزرگ اجتماعی هستيم. گفتن زندگي زير خط فقر کردن،  فقط بيان اين مسئله ساده است، در واقع درد آورتزين شكل زندگي همين است كه طبقه ي ما شاهد ان است، آنهم  در كشوري كه بسیارثروت مند و داراي نفت، گاز، معادن و انواع  منابع گسترده ديگر كه كشور ايران را در رده ي يكي از ثروتمندترين كشور هاي منطقه قرار ميدهد. در چنین شراطی امار زیاد فقر و بيكاري به خودكشي، كودكان كار و خياباني،گور خوابي، كولبری، كارگر كوره پزي، قاليباف و همه ي مراكز كارگري كوچك و بزرگ، محله هاي حاشيه نشين شهر ها به اوج خودش ميرسد و همه ي اين ها جز فقر، ناعدالتي، سركوب، چيز ديگه اي رانشان نميدهد و اين متاسفانه  زندگي طبقه ي ماست.

در نتيجه تلاش ما برای بالا بردن حداقل دستمزد  در واقع به هدف تامین حداقل زندگی معیشتی و و از این راه کمک به گسترش و تداوم مبارزه  مبارزه ي طبقه علیه کلیت این سیستم ظالمانه. نباید پذیرفت گرسنگي براي طبقه اي كه خودش توليد كننده خوراك و اورنده ي ثروت و سامان براي مملكت است،  تا این درجه خندگیش را غير قابل تحمل کنند.فقر و بيكاري و گرسنگی غير قابل تحمل است. موارد هايي بوده  كه كارگر حتي بعد از دو سال کارگردن  دستمزد خود را نگرفته است. در كشور هاي سرمایه داری غربي به اين نوع زورگوئی کارفرما  به ديد يك مجرم نگاه ميكنند، در حالي كه در ايران اين يك امر عادي شده است و کارگر هم اعتراض کند اوباش سرکوبگر برایش میفرستند، به جای کارفرمای دزد، کارگر که پولش را خورده اند، بازداشت میکنند.

اين مبارزه بسيار براي ما مهم است، چون ما فكر ميكنيم كارگر فقير كارگر گرسنه به اين شكل که در موقعيت اقتصادي بدي قرارش داده اند، توانايي مبارزاتي او ضعيف خواهد شد.هدفي كه حمهوري اسلامي و طبقه ي سرمايه داردقیقا همین را دنبال ميكند.كارگر امكان اعتصاب کم دارد چون امكان تهيه ي پول، نان و پوشاك و خرج خانواده اش را در زمان اعتصاب ندارد. كارگران و جامعه ي زحمتکشی که  ثروت مملكت را ميسازد،  حق اولیه اوست  حتی دو برابر كسي كه در مجلس و دیگر نهادهای دولتي نشسته است و مفت و مجاني ميخورند وميخوابند پول بگيرند.
ما فكر ميكنيم كه مبارزه ي اقتصادي طبقه ي كارگر فوق العاده مبارزه ي مهمي براي جنبش سوسياليستي ماست.ممكن است جريانات ديگر نیز همين تلاش را در زمینه دستمزد ومبارزه اقتصادی  انجام بدهند مانند، مثلا جريانات راست سنديكاليستي، اما دو سنت و هدف متفاوت داریم، آنها اساسا در چهار چوب قانون تحمیل شده دولتی و به هدف ساکت نگاه داستن اعتراضآت کارگری و تامین “عدالت”، اما ما درست بر عکس به ‌هدف پایان دادن به این زندگی پر مشقت و جهنم تحمیل شده از جانب طبقه سرمایه دار و دولت ضد کارگری داریم برای افزایش دستمزد و تغییر تناسب قوای به شدت نابرابر کنونی تلاش میکنیم. 

اما كارگر به يك دستمزد كم راضي نميشود همانطور كه سالهاي متعدد به دستمزد تعین شده از سوی شوراي عالي كار و دولت تن نداده اند. معلومه كه راضي نيستند چون تصمیم آنها فقط منفقت سرمایه داران را تامین میکند، و  دستمزد در شان انسان  براي كار گر مهم است چون باعث ميشود زندگی خانوده و فرزندانش را نجات دهد، چون میتواند مبارزه اش را پيش ببرد، و مهم است چون كه در ايران مبارزه ي اقتصادي جدا از مبارزه ي سياسي نيست.  طبقه ي كارگر  جمهوري اسلامي و طبقه ي سرمايه داري را دشمن خودش ميداند. ميخواهد قدرت ان راداشته باشد كه مبارزه ي جنبش طبقاتي خود  با طبقه ي سرمايه دار و دولت را بهتر، متحد تر، منسجم تر و سازمان دهي شده تر به پيش ببرد. 
و قتی به این حقایق  و نیازهای اولیه نگاه ميكنيم. حداقل ترين حقي كه هر كارگرايراني در يك خانواده ي متوسط ٣-٤ نفره، باید داري حقوق ٥الي ٦ميليون تومان  باشد تا بتواند زندگي خود را تأمين كند و بچه اش مجبور به كار خياباني نباشد و به كارتون خوابي تن نده،به فلاكت، فحشا وبدبختي كشيده نشوند، و بتواند به درجه ای موفق و سرافراز زندگي كنند و به او احترام گذاشته بشود.
جامعه ي ايران از حكومت تا هر سطح دیگر بايد جلوي هر كارگر سر تعظيم فرود بياورند، براي قشري كه متاسفانه بيشتر از همه تلاش ميكند و كمتر از همه  حقوق و مزايا دارد و و البته بیشتر از همه سركوب شده تر است.  جنبش ما باید تلاش نماید قدرت طبقاتي، قدرت احترام و توان مبارزه ي طبقاتي خودش را علیه سرمايه داري باز بيابد و اينده ي سرنوشت سياسي ايران در دست طبقه ي كارگر ايران است.  جمهوري اسلامي و طبقه ي سرمايه دار ايران از اين خطر اگاه هستند، به همين دليل موقعيت اقتصادي بسیار بدي را به كارگران متحمل ميكنند، ان ها را شلاق ميزند، فعالين كارگري را به زندان مي اندازد و اين براي حزب ما و فعالين سوسياليستي انقلابی غير قايل تحمل است.

سوال:در بياننامه شما و تعدادی از  تشكل و سنديكا ها  به حداقل دستمزد براي كارگران سال ٩٧ به میزان پنج ميليون تومان اشاره شده است. ممکن است گفته شود  اين مبلغ در ايران امكان پذير است ؟

سلام زیجی: سوالي كه شما مطرح كرديد متاسفانه بیانگر تصویر عقب مانده ای است که دولت و سرمایه داران به جامعه القا کرده اند. وقتي بحث كارگر پيش ميايد این نوع ناممکن ها مطرح ميگرد، اما ظاهرا كسي  اين سوال را در مقابل يك عضو مجلس شوراي  اسلامي و و اقلیتی که حاکم اند و در مقابل مزدورانی كه  از نظر اکثریت شهروندان ايران مفت خور، مزدور، بی کاره و کار نکن و جز بی مایه ترین عضو مملكت هستند ، قرار نمی دهند که چرا  اینها باید نه تنها٦-٧ میلیون تومان حتی بعضا چندین برابر آنرا نیز به عنوان حقوق دریافت کنند؟كسي سوال نميكند كه آخوند و يك بسيجي و سپاهی مزدور، مفت خور، كه بی شرف ترین شغل را دارند. از آدمکشی تا جاسوسي، از اسيد پاشي و شلاق زدن، تا زندانی و تهدید و سرکوب و آزار دادن “کارشان” و در یک جامعه انسانی جای همه اینها زندان بود، چرا بايد هر ماها برای این نوع شغل گیر شرافتمندانه ميليون ها تومن پول دريافت كند؟!،چرا بايد براي كارگري كه كل پول جامعه و حتي پول دستمزد اين مفت خوران در ايران را نیز با هزینه کارگران پرداخت ميكنند، و همینطور پول مفتی که تحول رئيس جمهور، مجلس، رهبري و خامنه اي جلاد و كل دستگار كثيف اسلامي و سرمايه داري ايران را نيز داده می شود حاصل دسترنج طبقه کارگر است، نباید مورد سوال جدی هر کسی باشد که اندکی به خود زحمت فکر کردن می دهد و سر سوزنی به حق و عدالت متعهد باشد.
اسلامیون میگویند “ثروت” چرك دست است و نبايد به ان توجه داشت! شما اگر دروغگو نيستيد  اول پولهايي كه دزده ايد به ما كارگران و زحمتكشان پس بدهيد، بعد  بهشت تان را براي خودتان برداريد. بنظر من مطالبه حداقل دستزمد ٥ میلیون تومان نه تنها زياد نيست که بسیار کم است، این مصادف است با خط فقر، پس کجاش زیاد است؟  پول تعدادی از سرمایه داران و دولتی ها و اختلاس کنندگان کم شود به راحتی چنین حقوقی میتوان به همه کارگران ایران داد. با پول فروش يك هفته نفت تمام دستمزد كارگران را میتوان تأمين كرد، با پول يك هفته  هزینه جنگی  و پول دادن به نیروهای تروریست در عراق و سوريه و يمن  و غیره ميتوان نه فقط دستمزد کارگر که بخش اعظم فقر و بدبختي و… را در ايران برطرف كرد. 
طبق همان حساب و كتاب هاي دروغي خودشان ميگويند خط فقر  ٣ميليون ٩٠٠هزار تومان است درايران. یعنی كسي كه كمتر از اين مبلغ را بگيرد زير خط فقر زندگی میکند، و بايد تف كرد به صورت ان دولت و حكومت و نظام طبقاتي -اسلامي و ايدئولوژيكي اين ها  با وجود دیدن این واقعیتهای درد آور باز در صدد تحمیل چهار برابر دستمزد زیر خط فقر به کارگر در ایران تحمیل کنند.
همين ديروزيك كارگر در كاميارن به خاطر پولي كه بهش نداند به اتش كشيده شد، و این یعنی به اتش کشانده وجود انسانی جامعه.
بنا به دلايلی که مختصر گفته شد نه تنها  ٥ ميليون تومان که  ١٠ميليون تومان نیز حق واقعی هر کارگری در ایران است. کارگران حق دارند بهترين و شرافتمندانه ترين نوع زندگي راداشته باشد، همچانکه گفتم  بايد دستمز كمتر به کسانی داد  شغلشون مورد تنفر جامعه است. بدون آین قش جامعه نمی خوابد بر عکس انسانی تر خواهد زیست اما بدون کارگر و کار او كار و توليد و ترانسپورت، برق، و نفت و زندگی ميخوابد. دستمزد ٥ میلیون تومان نه تنها ممكن است بلكه  اگه كارگر خودش در قدرت باش دو باراب صنین دستمزدی هم برای خود میتواند تامینکند و هم نمی گذارد   هیچ فردی در جامعه با فقر و فلاكت و گرسنگي و بی مسکنی و کمبود مواجه گردد. 

سوال:جمهوري اسلامي مانند سالهاي پيش ارگان شوراي عالي كار را مأمور تعيين حداقل دستمزد كرده. ايا شما چنين ارگاني را به رسميت ميشناسيد؟ 

سلام زیجی: بسيار معلوم است كه  نه فقط ما به عنوان خزب سوسياليست انقلابي بلكه تمام كارگران ايران نه  تنها شوراي عالي كار بلکه خود قانون كار ضد کارگری جمهوري اسلامي را نیز، که سالهاي سال استكه طبقه ي كار گر با ان موافق نيست و مبارزه ميكند، به رسمیت نمیشاسیم و قبولشان را نداریم.
شوراي عالي كار یک نهاد رسمی دولتي دولت و کارفرمایان  با رياست وزیر دولت سرمایه داران، با حضور دو نفر كارفرما، دو تا اقتصاد دان معمولان حامی سرمایه داران،  و دراین وسط گويا دونفر “كارگر” نیز حضور دارد. دو کارگری هم که حضور دارندعضو  تشكل ها ی دولتی اند و از حساب پس داده گانی هستند که به کلیت نظام اسلامی و قوانین ضد کارگر آن متعهد هستند. در نتیجه همه ارگانهای دولتی، هر کدام در لباسی، جمع شده اند تا علیه سرنوشت دها میلیون کارگر و خانواده کارگری برای سال آینده، ماننده همه سالیان پیشتر، ضد انسانی ترین تخمیمات را بگیرند.

طبقه ي كارگر هيچ نماينده اي در شوراي عالي كار ندارد. واقعیت این است از دو ماه قبل تصميم گرفته اند که حداقل دستمزد کارگران در سال ٩٧ چگونه باشد.   بنا به درصد تورمي كه  بانک مرکزی اعلام كرده ، و همیشه دروغ هم  ميگويند،  ١٠الي ٢٠درصد به دستمزد كنوني كارگر ،كه کمتر از ١ميليون تومان است، اضافه میکنند. بقیه داستان در شورایعالی کار فقط یک نمایش مسخره است برای مهندسی افکار عمومی از جمله کارگران.
ما قریب به سه ماه تمام است،در نشريات و مصاحبه هاي حزبيمان گفته ايم كه آنها تصميم گرفته اند، اما الكي ان را تا اسفند كش ميدهند كه انجا اعلام كنند كه “به توافق رسيده اند”.  از همين الان معلوم است اين جاده، جاده ي يك طرفه براي كارگر است و کاملا ضد كارگری  است وطبقه ي كارگر ایران آنرا به رسميت نميشناسد و در سالهاي پيشين نیز براي ما اعتباري نداشته چون در آن تصمیم طىقه کارگر ایران دخیل نیست، تصمیم کاملا یکجانبه دولت و کارفرما ، و به شدت زورگویانه و جنایتکارانه است.  هيچ فرقي نميكند كه افراد مسلحشان را به داخل مراكز كار ميفرستد كه كارگر را با شلاق، تفنگ، سرنيزه ان هارا كنترل كنند. اینجا بدون حضوراسلحه و شلاق،   درد و سرکوب بیشتری علیه کارگران تدارک می بینند.ميز مذاكره ي سه جانبه  يك شعار و دروغ شاخدار است.  چنین مرجعی نه تنها اعتبار ندارد بلكه تصمیماتش هزار بار مخربتر وجنایتکارانه تر است از آن مزدوری که شلاق و تازیانه بر پشت کارگران حق طلب فرود می آوردند.  اینجا با سرنوشت ٣٠-٤٠ميليون کارگر  زنان و مرد و بچه هاي آنها  بازی میکنند  و نباید آنرا تحمل کرد و پذیرفت!

سوال:حزب سوياليست انقلابي خواهان چيست و در اين مورد چگونه ميتوان حداقل دستمزد مورد نياز كارگران را به دولت و كارفرمايان تحميل كرد؟

سلام زیجی ما خواهان اين هستيم كه طبقه ي كارگر متحد به ميدان بيايد و ازمطالبه ي ٥ميليون تومان دفاع كنند. ما كارگران را فراخوان ميدهيم که از فراخوان سنديكاي اتوبوسراني تهران و حومه، سنديكاي كشت و صنعت نيشكر هفت تپه و اتحاد بازنشستگان حمایت کنند. ما به سهم خود از مطالبه آن دوستان حمايت ميكنيم.  فراخوان ما اين است كه همه تشكل هاي كارگري غير دولتي، همه ي طبقه ي كارگر درمراكز مختلف  از اين بياننامه حمايت كنند و درحول مطالبه واحد حقوق ٥ميليون تومان متحد گردند.  براي تحميل مطالبه ي خودشان قطعاً بايد تشكل درست كنند، بايد مجمع عمومي برگزار كنند، و نمایندگان منتخب را به عنوان نماينده ي خودشان انتخاب كنند، از شهر ها و مراكز مختلف به هم ديگر سر بزنند و همه را حول این خواست همگانی طبقه کارگر متعذ کنند و به میدان بیاورند.
تاکید ما بر نقش پیشرو رهبران طبقه کارگر است. رهبران پيشرو و سوسياليست طبقه ي كارگر نقش پيشرونده ي خودشان را در اين  دوره و به ویژه با با در نظر گرفتن فصای مساعد تر سیاسی-اعتراضی در جامعه کاری کنند با قدرت مانع تحمیل دستزمد زیر خط فق شوند، باید توجه ها و حمایت جامعه را به سوی مبارزه متحد کارگری جلب نمائیم. این بار نوبت كارگران است.

اینجا دیگر این فعالین کارگری هستند که مردم و جامعه را به حمايت از خودش فراخوان میدهند.   همانطور كه در بياننامه ي حزب  سوسیالیست انقلابی نیز تاکید کرده ایم، حول مطالبه محوری ٥ میلیون تومان ضروری است همزمان مجموعه مطالبات مهم و مرتبط دیگر از جمله برابري دستمزد  زن  و مرد در ازا کار برابر، بیمه بیکاری برای همه افراد آماده بکار، ممنوعیت اخراج، برخورداری ازحق ایجادتشکل مستقل کارگری، حقاعتصاب و اعتراض و ممنوع شدن عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران و آزادی فعالین کارگری بازداشت شده را مطرح كرد.

اگر متحد و همبسته به میدان بیائیم حق خود را با زور طبقاتی خود میتوانیم بگیریم. ما باید آماده باشیم تا در صورت پرهیز از پذیرش مطالباتمان، از جمله حداقل دستمزد مورد نظر طبقه کارگر، با اعتراض و اعتصاب سراسري خود كمر جمهوري اسلامي را بشكنیم و كل توليد و مراكز ان را برق، گاز، نفت و حمل و نقل و غیره را از خواباند. بسیار ضروری است بیش از هر زمانی نشان داده شود  كه طبقه ي کارگر به اين وضعيت  به شدت اعتراض دارد و اجازه نمیدهد  جمهوري اسلامي بيش از اين به طبقه ي كارگر و زندگي و هستي او تعرض كند. سازماندهی اين  نوع اعتراضات، اگر فضای درون جنبش کارگری در دست فعالین سوسیالیست و دلسوز طبقه کارگر باشد، در این دوره ممكن است.

به نظر ما  چنانچه  رهبران اصلي و دلسوز طبقه ي كارگر همين امروز فرقه گرايي و تفرقه و پراکندگی که معمولا در طیف چپ موج میزند دوری نمایند، اگر طرحهای تشکلهای ضد کارگری رژیم را بتوانند خنچی کنند، اگر  به عنوان  فعالینی که منفعت كل طبقه را در نظر دارند به میدان بیایند و دست در دست هم  عرکت کنند، این دوره مساعد ترین مقطعی است برای به تحرک در آمدن متحد ‌بقه کارگر از جمله در مراکز کلیدی و صنعتی.

ما به عنوان حزب سوسياليست انقلابي در هرجاي كشور همگام هستیم با هر قدمی که دراين مبارزه برداشته میشود.

( این گفتگو در تاریخ ٢٢ بهمن ١٣٩٦ از طریق صدا و تصویر سوسیالیسم امروز و از جانب ر. ناصر- ز صورت گرفته است، و زحمت پیاده کردن متن این گفتگو را ر.تینا-خ بر عهده گرفتند) 

منبع: شماره ٣٨ نشریه سوسیالیسم امروز
١٢ اسفند ١٣٩٦
٣ مارس ٢٠١٨
www.simroz.org

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *