ما برای زندگی بهتر مـــیجنگیم! زندگی بهتر شایسته ما کارگران ایران است! عزیزآجیکند

هفته ی دیگر را نیز پشت سر گذاشتیم . این هفته نیز همچون همیشه صدای اعتراض و اعتصاب کارگران در خیابانها طنیده شد و چون آتش زیر خاکستر هر دم بیرون زدو موج آن نه تنها فروکش نکرد بلکه ندای آزادیخواهیش آواز طنین افکن هر اعتراضی علیه سرمایه داران مفت خور و دولت حامی و پشتیبانشان در ایران گشت.
کارگران در هر خیابان و در هر مراکز کارگری و در هر گوشه ای از ایران ، از سقز تا سنندج ، از سنندج تا کرمانشاه ، از کرمانشاه تا بانه ، از بانه تا تبریز ، از تبریز تا اهواز تا سیستان وبلوچستان تا تهران ، شیپور آزادیخواهی کارگر دمیده شد . در روزهای گذشته کارگران و نمایندگانشان از دردی میگفتند که به استخوانشان رسیده است ،از حقی میگفتند که سالیانیست به ناحق پایمال میشود.
* موسوی حیا کن ، گروه ملی را رها کن، از جمله شعارهای کارگران گروه ملی فولاد اهواز بود . شعاری که اعتراضات کارگری را در این هفته رقم زد ومقامات ضد کارگری جمهوری اسلامی را به خشم آورد و درنتیجه شب هنگام به خانه هایشان هجوم وحشیانه بردند.
کارگران معترض گروه ملی فولاد اهواز در ادامه حرکتهای اعتراضی خود، علیرغم همه ترفندها و بی توجهی و کم محلی هایی که کارفرما و مسئولین کشوری برای فرسوده کردن آنها انجام می دهند در این مدت با اتحاد و همدلی نشان دادند که حق گرفتنی است و تاکید کردند تا حقوق خود را نگیرند از پای نمی نشیند.
* چهارشنبه ۹ اسفند ماه کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه بار دیگر با زور وارد شرکت شدند و با پهن کردن سفره های خالی ، اعتراض خود را به گوش مدیران و مسئولین رساندند. این کارگران از سال ۹۵ تا کنون بازنشسته شده اند وهر کدام ۵۰ الی ۷۰ میلیون سنوات نپرداخته طلب دارند.
* چهار شنبه مورخ ۹/۱۲/۹۶ عثمان اسماعیلی برای سپری کردن ۲ ماه زندان تعزیری راهی زندان مرکزی سقز شد.عثمان اسماعیلی در تاریخ ۸/۲/۹۴ به اتهام شرکت در روز جهانی کارگر از سوی ماموران وزارت اطلاعات شهرستان سقز بازداشت و بعد از ۲ ساعت نگهداری در بازداشتگاه اداره اطلاعات سقز به بازداشتگاه سنندج منتقل شدو بعدا به یک سال زندان تعزیری محکوم شد. در فرجه قانونی به رای صادر اعتراض نمود و در اسفند ماه ۱۳۹۵ در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان پرونده مورد بررسی مجدد قرار گرفت و یک سال زندان تعزیری او به ۲ ماه زندان تعزیری کاهش یافت.
ازاوایل هفته جاری،کارگران انبار نفت جدید ارومیه واقع در کیلومتر ۲۰ جاده ارومیه به تبریز برای اعتراض به عدم پرداخت٨ ماه حقوق وعیدی راهی تهران شدند ومقابل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی تجمع برپا می کنند.
* علی نقدی کارگر نی بر شرکت نیشکر هفت تپه هشتم اسفند ماه بدنبال مراجعه به شرکت برای دریافت مطالباتش و پاسخ منفی کارفرما، به همکارانش گفت خسته شده ام و میخواهم خودکشی کنم و به فاصله اندکی در کمال ناباوری همکارانش، خود را در آب خروشانی غرق نمود.
این اولین بار نبود که علی نقدی خواهان دریافت حقوقهای معوقه اش شده بود، او از ماهها پیش با درخواست و بناچار با اعتصاب و اعتراض، دوشادوش همکارانش برای بدست آوردن دسترنج کاری که ماهها پیش انجام داده بود تلاش و مبارزه میکرد.
اما ستمگران و غارت گران از کارفرما تا مسئولین استان و وزرات کار و دولت دست در دست هم، به تنها چیزی که می اندیشند تضمین سودهای نجومی و وادار کردن کارگران به کار با شکم گرسنه است.
* گسترش اعتصاب درکردستان به شهرمریوان،ادامه اعتصاب دربانه وپایان اعتصاب درپیرانشهر
روزچهارشنبه نهم اسفندماه،کسبه وبازاریان مریوان در اعتراض به بستن مرزها دست به اعتصاب زدند وپاساژهای خورشید زریوار، كردستان و پاساژ شهرداری این شهر بە حالت تعطیل در آمدند.

** اتحاد رمز پیروزی ماست، در این نبرد همدیگر را همراهی کنیم …!
بر کسی پوشیده نیست که بن بست اقتصادی و سیاسی جناح های حاکم و خیزش توده ای در دور اخیر که لرزه بر پیکر جمهوری اسلامی افکنده، رژیم را عملا ناچار کرده تا با اعمال فضای رعب و حشت و با به راه انداختن ماشین سرکوب، و زندان و شکنجه و اعدام پیشروترین بخش جنبش های سیاسی و اجتماعی را نشانه بگیرد و از هر طریق ممکن صدای برحق آنها را خفه و به زیر بکشد. رژیم به این نتیجه رسیده است که باید با عمل پیشگیرانه و با سرکوب مجدد پیشروان جنبش طبقه کارگر و دیگر جنبش ها هر نوع طغیان اجتماعی و مبارزه علیه وضع موجود را به عقب براند وبدین شیوه به حیات ننگین خود بیفزاید.
در این میان مبارزه اقتصادی و روزمره کارگران در ایران بخش مهم و جدایی ناپذیری ازمبارزه طبقه کارگر بر علیه نظم موجود بوده است.تعرض همه جانبه رژیم جمهوری اسلامی به طبقه کارگرو یورش شبانه به خانه هایشان، کار و زندگی کارگران را با دشواری های روزافزون روبرو ساخته است. بیکارسازی های مداوم، عدم امنیت شغلی، رواج گسترده قراردادهای کاری کوتاه مدت سقوط دستمزدهای واقعی و عدم پرداخت به موقع همین دستمزدهای ناچیز،طبقه کارگر ایران را در یکی از دشوارترین دوره­های حیات خود قرار داده است. هر دم بر شمار بیکارانی که اکثریت آنها را جوانان آماده به کار تشکیل می دهند و امیدی به پیدا کردن کار ندارند، افزوده می گردد.
امروز بیش از هر زمان دیگری ضروریست که فعالان و پیشروان کمونیست جنبش کارگری با تمام توان خود در کنار کارگران ایران حضور داشته باشند . بیائید باهم به این نبرد طبقاتی برویم . ما به این جنبش تعلق داریم و به یاری نسل امروز بشتابیم تا با ما همراه شوند و ما را بار دیگر از خود بدانند. پس بیائید اختلافات و بگو مگو ها را کنار گذاشته ودر کنار این نسل تازه به میدان آمده باشیم .
جمهوری اسلامی از پراکندگی ما و از اختلافات این جنبش عظیم سرنگونی به نفع خود استفاده میکند و همچنان به تعرض بی امان خود به نان شب و سفره خالی کارگران و اقشار تهی دست جامعه ادامه میدهد و همچنان به پیش خواهد رفت.
آزادی فعالین و رهبران کارگری و کسب حقوق انسانی شان در دستان خود کارگران ومبارزه بی وقفه ما کمونیستها نهفته است. بیائید دست در دست هم برای آزادی زندانیان سیاسی و فعالین کارگری مبارزه کنیم و برای تحقق تشکل های توده ای و طبقاتی مستقل کارگری اقدام کنیم با هم باشیم سمینارهای مشترک سازمان دهیم به ایدهای همدیگر کمک کنیم اعتراضات و تحسن در خارج از کشور جلوی سفارت خانه ها را با هم فراخوان دهیم و به این پراکندگی میان کمونیستها پایان دهیم . ما می توانیم و خواهیم توانست، و این فعالین سوسیالیست و رادیکال هستند که پرچمدار این حرکت خواهند بود و با در پیش گرفتن استراتژی سوسیالیستی راه پیشروی و رهایی را بر افق کارگران در آینده نزدیک خواهند گشود.
منبع: شماره ٣٨ نشریه سوسیالیسم امروز
١٢ اسفند ١٣٩٦
٣ مارس ٢٠١٨
www.simroz.org

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *