دست تروریسم جمهوری اسلامی در کوردستان عراق ، بار دیگر قربانی گرفت…

عزیز آجیکند
ترور وحذف فیزیکی افراد و بویژه مخالفین سیاسی و فکری، همیشە بخشی از سیاست جمهوری اسلامی در طول عمر خود بودە است. این اقدامات از اولین روزهای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران و به خصوص در مناطق آزاد کردستان بعداز شکل گیری احزاب سیاسی و شروع مبارزه مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی ، رقم خورد. در میان سالهای دهه شصت هجری تا اوایل سال ١٣٧٠و بعداز پایان جنگ میان دو کشور ایران و عراق و تا به امروز نیز دهها و صدها انسان آزادیخواه و فعال سیاسی از مخالفین جمهوری اسلامی در گوشه و کنار دنیا ، قربانی تیروریزم کور جمهوری اسلامی شده اند .
بعداز دوازدهم فروردین سال ١٣٥٨ یعنی بعداز پایان رفراندوم آری به جمهوری اسلامی جوخەهای ترور رژیم در داخل و خارج کشور در ابعادی کاملا گسترده فعال شدند. ترورهای دهە ۶٠ در خارج از کشور به فرمان شخص خمینی انجام شد. از جمله ترور شاپور بختیار، کاظم رجوی، عبدالرحمان برومند، غلام کشاورز، صدیق کمانگر، عبدالرحمن قاسملو و همراهانش، صادق شرفکندی و دوستانش و ده‌ها ترور دیگر در خارج کشور که کارنامه مملو از جرم و جنایت رژیم اسلامی را تشکیل می‌دهد.
ترور فعالین سیاسی ، ادبی روشنفکران آزاد اندیش و چپ در داخل کشور و در دهه هفتاد و در دوران خاتمی که به قتل های زنجیره ای معروف شد از دیگر نمونه های برجسته چنین ترورهایی هستند .
اوج ترورها و کوشتن فعالان سیاسی کرد در دهه ۱۹۹۰ ، یعنی بعداز قیام مردم کردستان عراق علیه رژیم دولت بعث عراق و تشکیل و آغاز به کار حکومت اقلیم کردستان عراق شدت گرفت .
در دهە ٩٠ میلادی یا ٧٠ خورشیدی چند صد تن از پیشمرگان، فعالین سیاسی و افراد وابستە به احزاب سیاسی کردستان ایران کە در کردستان عراق مستقر بودند با کمک و همکاری احزاب ناسیونالیست در قدرت در منطقه اقلیم کردستان ” اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان عراق و احزاب اسلامی” توسط باندهای انسان کش‌جمهوری اسلامی راحت و بدون هیج موانعی ترور شدند.
از فردای روزی که اقلیم کردستان به صورت دوفاکتور موضوعیت یافت و مناطق کردستانی عراق که بالاتر از مدار ۳۲ درجه قرار داشتند از کنترل حکومت مرکزی عراق خارج شد، ترور فعالین سیاسی به دست جمهوری اسلامی شروع شد. اکثریت مطلق این ترورها در منطقه تحت کنترل اتحادیه میهنی، یکی از دو حزب کنترل کننده اقلیم کردستان، انجام شد و عاملان آن هم در هفته‌های آغاز ترور، ماموران اطلاعاتی و مزدوران اعزام شده از ایران بودند و سپس به تدریج و تقریبا به طور کامل این ترورها به دست مزدوران محلی و از کادرهای سیاسی و نظامی احزاب کردستانی عراق انجام میشد.
اقلیم کردستان عراق از اولین روزهای تشکیل خود تا به امروز که نزدیک به سه دهه میگذرد با یک وضعیت نابسامان سیاسی روبه روست . فقدان یک حکومت صاحب صلاحیت قانونی در سراسر اقلیم کردستان و اختلاف سیاسی دو حزب اصلی صاحب قدرت در آن‌جا که در نهایت منجر به بروز جنگ خونینی نیز بین آن‌ها شد، حضور اطلاعاتی، نظامی و سیاسی کشورهای مجاور به خصوص جمهوری اسلامی و قرارگاه حمزه سپاه که فرماندهی آن در ارومیه مستقر است به نیابت سپاه قدس به عنوان یک دستگاه تروریستی برون مرزی جمهوری اسلامی در اقلیم را بسیار آسان ساخت و متاسفانه تا به امروز نیز ما شاهد این حضور هستیم .
در ماه های اخیر و بدنبال بالا رفتن ابعاد اعتراضات توده ای در ایران به خصوص بعداز خیزش هفتم دیماه سال جاری وحشیگری جمهوری اسلامی در شیوه های مختلف شدت گرفته است . در آخرین اقدام و در روزهای اخیر همانگونه که در خبرها مشاهده نمودیم سپاه قدس رژیم اسلامی به سرکردگی قاسم سلیمانی در اقدامی همانند سالهای پس از پایان جنگ با عراق برگی هرچند تکراری اما کاملا غیر انسانی از فعالیت های تروریستی خود را در قلیم کردستان عراق برای هزارمین بار دیگر به نمایش گذاشت.
در این نمایش مزبوحانه صباح رحمانی یکی از اعضای حزب دمکرات کوردستان ایران که در پی انفجار بمب جاسازی شده در اتومبیلش بە همراە پدرش به شدت مجروح شده بود، صبح روز جمعه یازدهم اسفندماه، به علت شدت جراحات وارده، در یکی از بیمارستان‌های اربیل ، متاسفانه جان باخت.
امروز متاسفانه جمهوری اسلامی به کمک نیروهای خود و شاخه هایی از احزاب کرد در منطقه به خصوص بعداز رویدادهای شهر کرکوک و معامله های این احزاب با جمهوری اسلامی و حشد شعبی و دیگر نیروهای عراقی آمادگی کامل و تمایل برای شروع دوباره روند ترورها در این منطقه را دارد.
در همین سال‌های اخیر هم موارد متعددی در احزاب کُرد اتفاق افتاده است که تایید می‌کند دستگاه ترور جمهوری اسلامی از کار نیفتاده است. این اقدامات البته معمولا ناموفق بوده اما نشان می‌دهد در فلسفه دستگاه ترور جمهوری اسلامی تغییری ایجاد نشده است. اما برای پیشگیری از روشن شدن دوباره ماشین ترور جمهوری اسلامی جدای از اصل ضرورت کنار زدن نظام اسلامی به عنوان راه‌حل مؤثر باید هزینه ترورها به حدی بالا برود که جمهوری اسلامی ایران قادر به پرداخت هزینه آن نباشد که شاید در کردستان عراق این امر امکان نداشته باشد . چون نفود جمهوری اسلامی در بین دستگاهای احزاب کردی بر عکس این را نشان میدهد.
 لازم و ضروریست که از توده های زحمتکش مردم کرد در کردستان عراق خواست که علیه این ترورها ساکت ننشیند و از فعالین سیاسی که سالهاست در نزدیکی آنها یک زندگی سخت را تجربه میکنند و برای ماندگاریشان در شمال کردستان عراق هزینه های سنگینی را داده اند ،دفاع و پشتیبانی کنند . باید ازآنها خواست که با همکاری همدیگر دست ترور و حضور نیروهای جمهوری اسلامی را در اقلیم کردستان عراق کوتاه کنند و احزاب خود در قدرت را تحت فشار قرار دهند و از آنها بخواهند که دست از همکاریهای خود با دولت ایران بردارند و به کشتن و ترور مخالفان سیاسی ایرانی در منطقه شمال کردستان عراق پایانی بخشند .

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *