اسلام وتسليم نقطه مقابل آزاديند حقوق زنان ازنگاه قرآن سهراب كرماشانى

  (سوره نساء)   (آيات٧و٨):  ” براى اولادان ذكور سهمى ازتركه ابوين وخويشان است وبراى فرزندان اناث نيز سهمى ازتركه چه مال اندك باشدوچه بسيارنصيب هركس ازآن دركتاب حق معين گرديده است. وچون در تقسيم تركه ميت ازخويشان ويتيمان وفقيران اشخاصى حاضرآيندبه چيزى ازآن مال آنها را روزى دهيد و با آنان سخن نيكوو دلپسندگوييد”

فرزندان پسرهريك سهمى ازارث پدروخويشان است واما براى فرزندان دختربه صراحت اعلام نكرده كه چقدر ازتركه به آنان خواهدرسيد درواقع صريح نبودن آيه به آن معناست كه ازنظرروانى اناث رادرشرايطى قراردهدكه بعدهااگراعلام شدكه چقدرازسهم الارث به اوخواهد رسيد زياد به خودشان سخت نگيرند وعوامل دين هم مورداعتراض زنان جامعه قرار نگيرند. يكى ازترفندهايى كه دين ازاين ابزارجهت فراخوان اجتماعات درگروهاى كوچك ازآن استفاده كرده دعوت افرادازجمله اقوام وخويشان به سبب اين بوده كه بهره برداريهاى اقتصادى وسياسى درراستاى فربه كردن دين وايدوئولوژى دينى شود.

(آيه٩): “وبايدبندگان ازمكافات عمل خود بترسند(و با يتيمان مردم نيك رفتار باشند)كسانى كه ميترسندكودكان ناتوان ازآنهاباقى ميماندوزيردست مردم شوند پس بايدازخدا بترسند وسخن باصلاح ودرستى گويند”

تناقض آشكاروصريح آيه مجال هيچ تحليل وتفسيرى ازخودبجاى نگذاشته است حال كسانى كه اين آيه را ميخوانندبترسند يا نترسند؟!!

(آيه١٠): “آنانكه اموال يتيمان را به ستمگرى ميخورند و درحقيقت آنهادرشكم خودآتش جهنم فروميبرندوبزودى(بدوزخ)درآتش فروزان خواهندافتاد”

اگراين كتاب كتاب رهگشاى انسانها بود شماها ميتوانستيدبا قوانين جامع حركتى بنيادى بوجودآوريد كه مبناى آن عدالت وآزادى انسانهاباشد و ديگر كسى رابخاطرمنع ازگناه تهديد به جهنم نكنيد.

(آيه١١): ” وحكم خدا درحق فرزندان شما اين است كه پسران دوبرابردختران ارث برند پس اگردختران بيش ازدونفر باشند فرض همه دوثلث تركه است واگريكنفرباشد نصف وفرض هريك ازپدرومادريك سدس تركه است درصورتيكه ميت رافرزند باشد واگرفرزند نباشد ووارث منحصر به پدرومادرباشد دراين صورت مادريك ثلث ميبرد وباقى به پدررسد واگرميت را برادر باشد دراين فرض مادرسدس خواهدبود پس ازآنكه حق وصيت ودين كه به مال تعلق گرفته استثناشودشما اين را كه پدران يا فرزندان وخويشان كداميك به خيرو صلاح وبه ارث بردن بشما نزديكترند نميدانيد(اين احكام)فرضيه است كه خدابايد معين فرمايد زيرا خداوند به هرچيزدانا وبه همه مصالح خلق آگاست”

يكى ازدلايلى كه زنان راازلحاظ جسمى رو به سمت ناتوانى وخانه نشينى پيش برد ظهوروبقاى دين وديندارى بود، انسان درگذشته هاى دوربراساس كنكاش كارشناسان دراين حوزه زنان مسئوليت ومديريت اقتصادى رابرعهده داشتندوهميشه قدرتمندتراز مردان بودند كه رفته رفته براثرپيدايش دين حضورآنان دراين عرصه كمرنگ وسبب شد كه كم كم زن ازنظرقواى فيزيكى تحليل رودوجايگاه خودراازدست دهد دراين آيه مشهوداست كه خانه نشينى وانزواى زنان ازصحنه اجتماعى باعث طلوع وظهورمردان درعرصه قدرت سياسى واقتصادى حاكميت گرديده وهرآنچه كه بر وقف مرادخودبوده مبنى برتقسيم اموال پس ازمرگ به شيوايى ناعادلانه ونامناسب زنانرا محرومتر و ناتوانترازهميشه به گوشه عزلت راندند،(باتعيين مهريه خود اتكايى وباتقسيم نابرابرقانون وراثت قدرت اقتصادى رااززنان گرفتند)درجاى ديگرى آمده كه اگرمردوصيت كندوهرچه كه باشد بايد به آن جامه عمل پوشاندكه اين خودريشه درخودخواهى ومستبدبودن خانواده هاى مردسالار رادارد.

(آيه١٢): “سهم ارث شما مردان ازتركه زنان نصف است درصورتيكه آنهارا فرزند نباشد واگر فرزندباشد ربع خواهد بود پس ازخارج كردن حق وصيت ودينى كه به دارايى آنها تعلق گرفته وسهم ارث زنان ربع تركه شمامردان است اگرداراى فرزند نباشد و چنانچه فرزند داشته باشيد ثمن خواهد بود پس از اداء حق وصيت ودين شما واگر مردى بميردكه وارثش كلاله اوباشند برادروخواهرامى يا هرخواهروبرادرى يا زنى بميردكه وارثش يك برادروياخواهراوباشد دراين فرض سهم ارث يكنفر ازآنه اسدس خواهد بودواگربيش ازيكنفر باشندهمه آنه اثلث تركه رابااشتراك ارث برند بعدازخارج كردن دين وحق وصيت درصورتيكه وصيت بحال ورثه بسيارزيان آورنباشداين حكمى است كه خداسفارش فرموده وخدابه همه احوال بندگان دانا وبه هرچه كنند بردباراست”

درآيات١١و١٢حق كشى وناديده گرفتن نقش زنان درزندگى به حدى كمرنگ جلوه داده اندكه گويى مهمان ناخوانده است وحضورش آنچنان مثمرثمر نبوده درصورتيكه شب نخوابيهايى كه تاسحربربالين طفل ونوزادش به همراه مهر ومحبت مادرانه بوده عمدتا مردان طاقت وصبر يك ساعت آنرا ندارند آيااين برابرى ومساوات است؟آيابه همان اندازه كه قانون وراثت سهمى براى زنان درنظر گرفته به همان ميزان ميتوانددرمسائل سياسى-اقتصادى واجتماعى مشاركت داشته باشد؟
مسلما جواب منفى است،ودرانتهاى آيه خارج كردن دين وحق وصيت در صورتيكه وصيت بحال ورثه بسيار زيان آورنباشداين حكمى است كه خداسفارش فرموده،قانونگذارونويسنده تلاش ميكنداجراى وصيت نامه رابه حاكمان دين و حكومت ارجاع دهدومصلحت ونقش آفرينى مجريان راايفا كند.

من باوردارم كه زمان انقلاب فرهنگى فرارسيده ودربطن جامعه كنونى پتانسيلهاى فراوانى در راستاى به زيركشيدن جهل وجهالت فرارسيده است باآگاهى بخشى ونشر عمومى آن به كوچه وخيابان هرچه سريعترريشه فاسدسنتهاى غلط مذهبى راخشكانده و بجاى آن نسخه عدالت وبرابرى درجهت رفاء وآزادى بشريت گنجانده شود…ادامه دارد.
زنده باد كارگر – نابود باد حاكميت دينى – زنده بادحزب سوسياليست انقلابى ايران

منبع: شماره ٣٩ نشریه سوسیالیسم امروز
١٩ اسفند ١٣٩٦
١٠ مارس ٢٠١٨

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *