سند در باره سرنگونی (کدام سرنگونی؟)

ما معتقد هستیم به شکل سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی. سرنگونی که آینده و ماحصل آن و سرمایه اش نسیب کارگران و زنان و سوسیالیستها و آزادیخواهانی باشد که ٣٨ سال است تحت تحقیر و گرسنگی و فقر روزافزون هستند، و بی وقفه سرکوب می شوند و آزادی و امنیت و رفاهشان سلب شده است. مهمترین ابزار تحقق این امر وجود رهبری انقلابی و فداکار،احزاب رزمنده، “حزب رهبر و سازمانده”، احزاب سیاسی- کارگری و سوسیالیستی و جدی در امر مبارزه انقلابی- سرنگونی، وتوسل به قدرت متشکل طبقه کارگر و آزادیخوهان، به سازماندهی قهر انقلابی و انقلاب کارگری وتامین هژمونی سوسیالیستی بر کل روند سرنگونی میباشد. ما این نوع سرنگونی را می خواهیم و از این مسیر و مکانیزمها به دنبال تحقق آن هستیم.
 
ما دنبال کشمکشهای درونی رژیم نبوده و روی آن سرمایه گذاری نکرده و نخواهیم کرد. از نظر ما مبارزات و اعتراضات اجتماعی مادامیکه متشکل وسازمانیافته و متحزب نباشد و تحت هژمونی سیاست انقلابی نباشد راه به جایی نمی برد. به روش تدریجی “مبارزه” که گویا قدم به قدم جنبشها رشد میکنند و آخر سر همه متحد می شوند و بعد انقلاب می شود و ما هم میرویم “انقلاب سواری” میکنیم و به هدف می رسیم، اعتقادی نداریم. ما به این سریال خیالبافی سه چهار دهه امتحان پس داده شده و بی ثمر هیچ باوری نداریم. ما به سرنگونی از راه دخالت دولتهای غربی ورژیم چنج و انقلاب مخملی یا از طریق طرح ارتجاعی فدرالیسم یا به شیوه که امروز در عراق و سوریه و… به کارگران و زحمتکشان آن ممالک تحمیل کرده اند نه تنها اعتقادی نداریم که چنین سناریوهای را اوج بربریت و جنایت ضد انسانی قلمداد می کنیم.

خواست سرنگونی طلبی یک خواست واقعی و گسترده است. اما این خواست بر عکس بخشی از تصورات پوپولیستی هنوز به معنی در میدان بودن “جنبش سرنگونی” نیست. خواست سرنگونی نیز که هم اکنون در زمین و میدان واقعی جامعه وجود دارد، ازنیروهای پرو غرب، ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی تا سلطنت طلبان و مجاهد، و همچنین خواست سرنگونی از موضع انقلابی-کارگری همه یکدست نیستند و به هیچ وجه یک هدف و یک جهت طبقاتی ندارند و همه با همی نیز در کار نیست !. پوپولیستها و راستها از جنبش سبز تا تشیع جنازه رفسنجانی و حضور جنبشهای ارتجاعی دیگر قومی و مذهبی را همه در کیسه “جنبش سرنگونی” جمع آوری کرده اند. این سیاستها یک سیاست کمونیستی – سرنگونی طلبانه نیست! علیه شکل گیری روند واقعی جنبش آزادیخواهانه و خود آگاه طبقاتی و سرنگونی طلبی واقعی و رادیکال است! ما بر وجود خواست سرنگونی و نارضایتی وسیع کارگران و زنان و توده های زحمتکش و جوانان در همه زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همینطور سرنگونی طلبانه تاکید می کنیم و فکر میکنیم اینها را نباید و نمی توان در یک بسته یکدست “جنبش سرنگونی” ریخت.
 
سال ٥٧ در دوره شاه همین کار اشتباه آمیز را کردیم. همه شدیم “جنبش سرنگونی طلب علیه شاه” بدون اینکه بدانیم یا از قبل آماده شده باشیم که چه چیزی را جایگزینش می کنیم. بنا به همین دلیل ساده لوحانه اتفاقا آنهایی که از فرانسه و مسجدهای ایران نظاره گر ریختن خون ما مبارزین و کارگران به دست اوباش رژیم شاه بودند، آمدند سلاحهای همان “ارتش مردمی” و زندانهای شاه را تحویل گرفتند و ما را با آن سرکوب کردند و خود فرمان “جنبش سرنگونی طلبانه مرگ بر شاه” را بدست گرفتند. تکرار دوباره این سناریو در این دوره و زمانه یک حماقت سیاسی بزرگ است! به ما گفتند متحد شوید فعلا شاه برود بعد ش مهم نیست، دیدیم که بعداز آن اتفاق با تحول بسیارجدی، ناموفق و پر هزینه روبرو گردیدیم!

ما به صف و پرچم مستقل سوسیالیستی- کارگری و به هدف ایجاد یک جمهوری سوسیالیستی و تحقق یک جامعه آزاد، برابر، مرفه ، مدرن ،سکولار وخوشبخت معتقد و متکی هستیم. تنها و تنها برای به پیروزی رساندن این جنبش و هدف مبارزه خواهیم کرد! در نتیجه امر سرنگونی این حکومت جانی امر خود ما در جامعه ایران، با حزب و پرچم و رهبری رادیکال و سوسیالیستی، با پرچم و قدرت متشکل کارگری، و صف مبارزه آزادیخواهانه، و سر انجام با انقلاب کارگری و به قدرت شوراها ی کارگری و ملیس توده ای باید کلیت این نظام فاشیست را از صحنه ایران و تاریخ محو و به زباله دان تاریخ سپرد. این ممکن است اگر طبقه کارگر و مخاطبین ما به این حزب و سیاست و اهداف و دورنما بپیوندند.
 
 
حزب سوسیالیست انقلابی ایران
٢٨ مرداد ١٣٩٦
١٩ آگوست ٢٠١٧
 

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *