پسا سايكس پيكو در خاورميانه گذري بر تحولات منطقه ، ايران ، كردستان

By / 1 سال ago / مقالات / No Comments

زاگرس ابراهیمی

در تاريخ ٢٦ ژانويه ٢٠١١ ( ٦ بهمن ١٣٨٩ ) يك سري تظاهرات گسترده كه تاثير گرفته از تحولات سياسي منطقه خاورميانه موسوم به بهار عربي بود در سوريه به وقوع پيوست كه جرقه يا استارت تحولات و ناارامي هاي داخل سوريه را كليد زد و سرنوشت مردم سوريه را به امروزي كه در آن گرفتار شده است تبديل كرد. بهار عربي كه به جاي بهار زمستاني سخت براي مردمان اين سرزمين شكل داد و در نهايت خاك سوريه ميدان زورآزمايي قدرتهاي منطقه اي اعم از ايران و تركيه و عربستان و اسرائيل و كشورهاي فرامنطقه اي مانند امريكا و فرانسه و روسيه شد در اين ميان هر كدام از كشور هاي بازيگر در داخل سوريه براي تامين منافع خود اقدام به تشكيل يا حمايت گروه هاي نظامي نيابتي و حتي اقدامات مستقيم و حضور فيزيكي خود در داخل سوريه را انجاميد كه در اين مقاله ميخواهم به استراتژي اين كشور ها و اينكه هر كدام تا چه حد توانسته اند به هدفي كه داشته اندنزديك تر شوند مي پردازم.

تركيه : تركيه كه اكنون نيز مانند دوران عثماني خود را پرچم دار مسلمانان سني ميداند و رقابت تنگاتنگي نيز با عربستان سعودي بر سر ادعاي پرچم دار بودن مسلمانان سني در جهان و منطقه را داراست شرايط برايش مقداري دشوار تر است زيرا از لحاظ استراتژيكي رقيب فكري در منطقه دارد كه شرايط ترويج تفكر خود و پرچم دار شدن مسلمانان سني را برايش دشوارتر كرده است تركيه تمام مناطقي كه در زمان عثماني جزئي ازامپراتوري عثماني را تشكيل داده اند را اكنون نيز جزء جغرافيايي سياسي خود به حساب مي آورد و در تلاش است كه
تركيه امروزي را به همان جغرافياي سياسي برگرداند. به همين خاطر سياست يك بام و دو هوا را در پيشگرفته است، هم ميخواهد با اروپا و امريكا رابطه حسنه اي داشته باشد وهم با ايران و روسيه؛ در اين ميان تا چه حد ميتواند در برقراري اين توازن موفق باشد اين موضوع را ميتوان بعد از حل شدن وضعيت كنوني كشورسوريه
دید !، تركيه طي توافقاتي با دولت هاي روسيه و ايران بر سر مسائل سوريه در صدد منحل كردن پارت اتحاديه دمكراتيك ( پ ي د ) است و آنها را تهديد بزرگي بر عليه امنيت ملي خود قلمداد ميكند و با حمايت ازگروه هاي اسلامگراي سني در خاك سوريه خواهان به كنترل در آوردن بخش هاي از خاك سوريه در همجواري با مرزهاي خود است اما به نظر من تركيه از جمله كشورهاي است كه بعد از اين تغييرات و توازن قدرت درمنطقه سرش بي كلاه خواهد ماند زيرا بزرگ ترين مسئله بر سر راه 
بلند پروازي هاي تركيه در سوريه اين است كه هم ايران و هم روسيه طي توافقاتي كه با تركيه داشته اند هر دو تاكيد بر حفظ تماميت ارضي سوريه وحمايت از دولت بشار اسد بر منسب قدرت را جزئي از توافقات خود با دولت تركيه ميدادند و شخص بشار اسد حتي قبل از شروع ناارامي هاي به وجود آمده از لحاظ سياسي روابط خوبي با تركيه را دارا نبوده است و به هيچ عنوان نه ايران و روسيه و سوريه خواهان تجزيه يا تقسيم قدرت در آينده سوريه نيستند و آن را خط قرمز خود خطاب كرده اند!

ايران : ايران هم بعد از سقوط حكومت صدام حسين راه براي گسترش نفوذش در منطقه باز شد و در تلاش است كه نفوذ منطقه اي خود را هرچه بيشتر گسترش دهد و جغرافياي سياسي كه در زمان امپراتوري صفويان را دارابوده است را دوباره تصاحب كند اما با پرچم اسلام شيعه و كارت هاي ديگري كه در دست دارد ، از جمله اينكه در استراتژي ايران برعكس تركيه ، ايران بخشی از “پدیده كورد” را مانند ابزار مهمی در استراتژي منطقه اي خود قرار داده است و روزانه دررسانه هاي آن كشور شاهد آن هستيم كه حتي زماني كه صحبت از كورد عراق يا سوريه به ميان مي آيد آن را با ادبيات خاصي نام ميبرد. گويا اكنون نيز در همان دوران صفوي قرار دارند؛ براي مثال امسال بعد از تعيين دكتربرهم صالح براي پست رياست جمهوري عراق رسانه هاي ايراني او را به عنوان كورد ايراني تبار عراقي نام ميبردند ! و همين امر يعني كارت اسلام شيعه و كورد در استراتيژي ايران سبب شده است كه در كشور عراق وسوريه نسبت به تركيه و امريكا و عربستان و ديگر بازيگران منطقه پيشرفت چشم گيرتري از لحاظ نفوذ و سلطه و تشكيل نيروي هاي نظامي سرکوبگر و سياسي منسجم بومي در اين كشورها نسبت به ديگر بازيگران منطقه اي و جهانيرا دارا باشد كه توازن قدرت در منطقه را به سود ايران تغيير دهد. 
همين گسترش نفوذ سبب آن شده است كه توسط امريكا مورد تحريم هايي قرار گيرد كه به گفته خود دولتمردان آمريكايي تحريم هاي كه عليه ايران أعمال شدهاست در تاريخ جهان بي سابقه بوده است بنابراين كارت برنده ايران در اين معدلات آن است كه برعكس حضور نظامي مستقيم آمريكا براي اعمال سلطه ايران از خود نيروهاي بومي آن كشور استفاده و حمايت ميكند. اما باید یاد اور گردید که رژیم ایران بخشی از گسترش نیرو و قدرت و دخالتش در منطقه به قیمت سرکوب و به گرو گرفتن نان سفره دها میلیون کارگر و انسان زحمتکش در داخل ایران تمام گردیده است، که اکنون همین قربانیان اجتماعی سیاسی و اقتصادی دست رژیم اسلام. آن حکومت را با وجود گسترش نفوذش در منطقه به چالش و بحران بسیار جدی و کم سابقه ای مواجه کرده است، اگر این مبارزات گسترش بیشتر پیدا کند و روند سرنگونی رژیم برای حاکمیت خطر آفرینتر باشد، کارت و حربه “کوردها” نیز خاصیت خود را برای حکومت ایران از دست خواهد داد و حتی نتیجه معکوس برای آنها خواهد داشت.

اسرائيل : اسرائيل ديگر بازيگر منطقه اي در جريان تحولات سوريه و منطقه برعكس تركيه و ايران و ديگر قدرت ها شرايطي كاملا برعكسي دارد. برعكس اين كشورها كه در صدد گسترش نفوذ و جغرافياي سياسي خودهستند اسرائيل موجوديت خود را در خطر ميبيند. زيرا از طرفي در جريان تحولات سوريه و مشاركت حزب الله لبنان در اين اوضاع و حضور نظامي گروه هاي نظامي وابسته به ايران و خود ايران 
در داخل سوريه و استقرارآنها در همجواري با مرز هاي اسراييل سبب آن شده است كه خواه ناخواه وارد اين بازي منطقه اي شود و براي حفظ موجوديت خود از بيم ايران و حزب الله لبنان و وضعيت حل نشده فلسطين دست به تحركات نظامي بر عليه اين نيروها بزند و در صدد آن است كه افكار جامعه جهاني را برعليه حضور حزب الله لبنان و بخصوص ايران را جلب كند. اما تا به حال با تمام تقلايي كه در جامعه جهاني و حتي اقدامات نظامي تحريك آميزي كه بر عليه ايران در سوريه داشته است موفق با اين كار نشده است. حتي با حملات مكرر به مواضع حزب الله و نيروهاي تحت فرمان ايران در صدد اين بود ايران را تحريك كند كه در نهايت ايران با اسرائيل وارد يك جنگ محدود شود واوضاع را بر نفع خود تغيير دهد اما تا به كنون موفق نشده است كه تغييرات و دست آورد هاي چشمگيري در سوريه و اوضاع منطقه اي را به دست آورد به جز آن كه با حملات هاي هوايي و موشكي هر چند وقت يك بارنيروها و انبار مهمات و تسليحات اين نيروها را مورد هدف قرار دهد كه همين امر نيز سبب آن شده بود كه ايران از كارت فشارهاي خود بر عليه اسرائيل استفاده كند و جنگ دو روزه اي ميان فلسطين و اسرائيل اتفاق افتد كه فورا با آتش بس طرفين موضوع خاتمه يافت و با قبول آتش بس از طرف اسرائيل باعث استعفاي وزير دفاع آن كشور شد .

روسيه : روسيه كه بعد از فروپاشي دوران شوروي از لحاظ قدرت منطقه اي مدت ها بود كه ميدان را براي رقيبان خود خالي كرده بود حال با کشکمسی از تا سوریه و منطقه شروع کرد و تقابلهای علنی علیه قدرت امریکا به دنبال محقق كردن تبدیل شدن به ابر قدرتی جهانی و در این راستا پروژه اي به نام اورواسيا است. كه در اين ميان هم درصدد آن بود كه به هر نحوي كه شده است دولت تركيه را نيز با خود همراه سازد و با همياري ايران و دولت بشار اسد در سوريه مستقر شود. هر چند منفعت اقتصادی سرمایه داران هر گز مسله دین و مسلمان و غیر مسلام در نظر نمی گیرد، همچنانکه عربستان مسلمان نوچه امریکا است، روسیه هم در این کشمکش جهانی توانست ایران اسلامی را زیر سایه خود بکشد و از آن بهره نیز بگیرد. به نظر من روسيه بدون همكاري ايران هرگز موفق به اين امر نميشد كه آنچنان كه امروز شاهد آن هستيم پايش به سوريه باز شود و قرار داد ٧٥ ساله حضور نظامي در آن كشور را به امضاء برساند. اما نكته حائز اهميت اينجاست كه در نهايت نميتواند به خاطر ثبات سوريه بي طرفي خود در بين ايران و اسرائيل را حفظ كند و بالأخره بايد ميان اين دو كشور يكي را انتخاب كند كه در اين روزها هرچند تا به حال هيچ واكنشي نسبت به حملات اسراييل به داخل خاك سوريه را در پيش نگرفته بود اما در اين روزهاي اخير شاهد ان بوديم كه وزارت خارجه رسمااز حملات هوايي اسراييل انتقاد كرد و آن را محكوم كرد كه اين موضوع نيز نشان دهنده آن است كه در نهايت روسيه براي پيشبرد سياست خود خواستار ثبات اين كشور باشد و بايد موضع مشخصي در قبال مسئله حملات اسرائيل و موضوع ايران در سوريه را در پيش گيرد كه به نظر من در نهايت با ميانجيگري روسيه يا توافقي مابين ايران و اسرائيل امضاء ميشود يا با فعال كردن سيستم هاي دفاع موشكي مانع از حملات اسراييل به داخل خاك سوريه ميشود. اما روسيه طمع او فقط در سوريه خاتمه نيافته است در اين روزها شاهد آن بوديم كه با حمايت كامل از محمد بن سلمان درصدد آن است مسير روابط عربستان با امريكا را نيز به سمت خود تغيير دهد و چشم طمع خود را به سمت عربستان صعودي نيز بدوزد. اما به نظر من در اين مسئله نمیتواند مرتكب اشتباهات استراتژيكي شود زيرا امريكا به هيچ عنوان در مسئله عربستان مانند سوريه كوتاه نمي آيد. و با تمام توان ازنفوذ و سلطه خود در عربستان سعودي حمايت ميكند

آمريكا : آمريكا كه خود سهم بزرگي در تداخل و بهره گیری از پدیده بهار عربي و تبدیل آن به جنگ و لشگر کشی در منطقه را داشت، با محاسبات غلط در مورد سوريه و ناديده گرفتن حمايت هاي ايران و روسيه از اين كشور وارد بازي پر هزينه اي شد كه مانندليبي و مصر و… 
حكومت پسا بشار اسد نيز تحت كنترل آن دولت باشد. اما حمايت هاي همه جانبه ايران و روسيه و حتي كوردهاي سوريه از بشار اسد باعث آن شد كه بشار اسد همچنان كه شاهد هستيم باز در قدرت بماند و برعليه گروه هاي اسلام گراي تند رويي كه در آن كشور جولان ميدادند و تحت حمايت امريكا و جبهه متشكل آن از اسرائيل و عربستان و امارات و حتي تركيه نيز به موفقيت هاي چشمگيري دست نيابند و دولت سوريه موفق شددوباره بسياري از نقاط تحت كنترل آن گروه ها را پس گيرد. و اشتباه استراتژيكي امريكا در مورد سوريه اين بود كه بر باور غلط آنها سوريه نيز مانند مصر و ليبي بدون حمايت كشور خاصي سرنگون ميشود و نقش قدرتهاي منطقه اي در سوريه را ناديده گرفتند. برعكس آنچه كه همه تصور آن را داشتند نيروهاي كورد سوريه موصوم به پ ي د در ميانه راه هم پيماني با بشار اسد را به پايان رساندند و با جبهه غرب هم پيمان شدند كه امريكا رهبري آن را به عهده دارد حمايت امريكا از پ ي د ديگراشتباه محاسباتي امريكا بود زيرا تركيه دشمن سر سخت آنان بود و همين امر هم باعث تيرگي هر چه بيشتر در روابط تركيه با امريكا شد كه در نهايت امريكا را در وضعي قرار ميداد كه بايد ميان اين دو يكي را انتخاب كند ودر نهايت همچنان كه شاهد هستيم با اعلام خروج نيروهاي آمريكايي از سوريه و ادامه رابطه با تركيه را نسبت به كورد هاي سوريه ترجيح داد و تنها مناطقي كه تحت كنترل امريكا در سوريه بود را ناچاراً از دست داد.

عراق : عراق بعد صدام حسين همچنان كه همه ما شاهد آن هستيم در تحت سلطه دو كشور يعني امريكا و ايران به سر ميبرد و در اين ميان خود استقلال سياسي و نقشي در تغييرات منطقه اي آنچنان كه بايد داشته باشد را نداردبلكه برعكس خود بعد از حمله گروه موسوم به دولت اسلامي ( داعش) در معرض تجزيه قرار گرفت و بهترين و تنها ترين نقشي كه ميتوانست ايفا كند آن بود كه يك پارچگي خاك عراق را حفظ كند و با اين گروه مقابله كند.عراق بعد اين اتفاقات نيز شاهد تغييرات اساسي در نوع حاكميت خود شد، از جمله اين تغييرات را ميتوان به وجود آمدن نيروي نظامي منسجم به نام حشد شعبي را نام برد كه تشكيل اين نيروها همراه بود با فترتي مرجع شيعيان در نجف و حمايت كامل ايران از اين نيروها كه همين امر نيز باز بالانس قدرت در عراق را مابين امريكا و ايران به نفع ايران تمام كرد. زيرا امريكا تمام تلاش خود را براي منحل كردن اين نيروها انجام داد اما آنچنانكه شاهد هستيم برعكس آنچه كه امريكا براي آن تلاش كرد حتي حشد شعبي به عنوان يك حزب سياسي به پارلمان اين كشور نفوذ كرد، كه همين امر نيز باعث هرچه بيشتر موضع هاي ضد آمريكايي در عراق كرد كه حتي رئيس جمهور إيالات متحده بعد از سفر مخفيانه اش در عراق صراحتاً اين موضوع را بيان كرد كه ما بعد از خرج هفت ترليون دلار در خاورميانه بايد از بيم حملات نظامي مخفيانه به عراق سفر كنيم.

عربستان سعودي و امارات :عربستان سعودي و امارات هر دوي اين كشور ها مشخصاً در قبال تغييرات توازن قدرت در منطقه پيرو يك استراتژي هستند آنها قدرت گرفتن ايران در منطقه را تهديد بزرگي براي خود تلقي ميكنند و به خاطر همين امر نيزاختلافات تاريخي خود با اسرائيل را كنار گذاشتند و هر سه بعلاوه امريكا يك جبهه مشترك بر ضد تحركات ايران در منطقه را تشكيل دادند كه در واقع به وجود آمدن داعش را نيز ميتوان بخشي از سياست آنها بر عليه ايران رابراورد كرد زيرا تنها راه ممكن براي جلوگيري از تشكيل حلال شيعه در خاورميانه را ، تشكيل يك دولت سني و تحت حمايت خود در سوريه و عراق را ميدانستند كه ارتباط ايران با سوريه و لبنان را قطع كند و به اين گونه از تهديد ايران برعليه اسرائيل جلوگيري به عمل آيد و از لحاظ توازن قدرت ميان شيعه و سني ، سني دست بالا را كسب كند. اما با ورود روسيه به سوريه و همكاري با ايران و دخالت مستقيم نظامي خود ايران و تشكيل گروههاي نظامي شيعه در عراق و سوريه معادلات به نفع ايران تغيير يافت و در نهايت داعش و پروژه تشكيل دولت اسلامي سني به شكست انجاميد . 
از طرف ديگر همپيماني عربي در جنگ عليه يمن كه با مشاركت مستقيم عربستان سعودي و امارات و حمايت لوجستيكي امريكا همراه بود، آن نيز طبق محاسبات اشتباهي كه داشتند جنگ يمن نه چند هفته بلكه سالها طول كشيدو در نهايت جامعه جهاني به خاطر به وجود آمدن قحطي و خطر مرگ هزاران كودك يمني صدايشان بلند شد و همين امر جبهه عربستان را واداشت كه سعي بر حل مسئله يمن از راه مذاكره را در پيش گيرند

اقليم كردستان عراق : حكومت اقليم كردستان عراق ديگر بازيگر منطقه اي كه در اوايل هجوم پيكارجويان اسلامي به شهر موصل عراق و به كنترل در آوردن شهرهاي مختلفي از عراق و تشكيل و اعلام دولت اسلامي عراق و شام (داعش) بعد ازعقب نشيني نيروهاي عراقي از كركوك توانسته بود كه كركوك را تصاحب كند. بي طرفي خود در مقابله با داعش را اعلام كرد اما در داخل اقليم و ميان دو حزب حاكمه اختلافاتي بر سر مبارزه بر عليه اين گروه به وجود آمده بود به نحوي كه پارت دمكرات كردستان خواهان اين بود كه به هيچ عنوان تا داعش به مرز هاي تحت حاكميت ما حمله و هجوم نياورده باشد ما نبايد وارد جنگ با اين گروه شويم و اين مسئله را همانند اوباما رئيس جمهوروقت آمريكا به جنگ طائفي و اختلافات عرب سني و عرب شيعه در عراق عنوان كرد و از هرگونه مداخله و جنگي بر عليه اين گروه خود را به دور ميگرفت. اما اتحاديه ميهني كردستان خواهان هر چه زودتر وارد عمل و جنگ با اين گروه شد. در نتيجه اين رويكرد ها اختلافاتي ميان دو حزب حاكمه اقليم كردستان عراق به وجود آمد كه در نهايت با هجوم پيكارجويان داعش به شهرهاي مخمور و شنگال اقليم كردستان به ناچاراً وارد فازدفاع و جنگ بر عليه اين گروه شد به نظر من استراتژي پارت دمكرات كردستان در اوايل اين بود كه با تشكيل داعش و حضور آنها در عراق در نهايت عراق تجزيه خواهد شد و آنها نيز به رؤياي چندين ساله خود يعني تشكيل دولت كردستان خواهند رسيد كه همين موضوع هم بعد از شكست داعش در عراق بيشتر نمايان شد، به نحوي كه اقليم كردستان خواهان برگذاري رفراندوم براي استقلال شد كه اين مسئله مخالفت بخش عمده اتحاده میهنی و همچنین دولتهاي منطقه را به همراه داشت، و حتي دولت هايي مانند تركيه و ايران تهديد به بستن مرزهاي بازرگاني و عكس العمل شديد تر در مقابل اقليم كردستان را كردند. دولت عراق هم تهديد به لشكر كشي كرد و در نهايت در ١٦ اكتبر٢٠١٧ با حمله دولت عراق با همراهی هم ایران و هم امریکا براي بازپس گيري مناطق كركوك و ديگر نقاطي كه بعد از عقب نشيني نيروهاي عراقي به تصاحب اقليم كردستان در آمده بود را دوباره به كنترل خود در آوردند و حكومت اقليم را به مدار ٣٦درجه كه مناطق تحت حاكميت آنها قبل از شروع ناارامي ها در عراق بود را ناچار به عقب نشيني كرد. اينگونه اقليم كردستان هيچ دستاورد سياسي در نتيجه اين نا آرامي ها نداشت، و برعكس حتي كنترل بخشي از مرزهاي بازرگاني و فرودگاه و چاه هاي نفتي كه قبلا در اختيار داشت را نيز از دست داد

پارت اتحاديه دمكراتيك (پ ي د ): پ ي د كه نيروهاي آنها در اوايل شروع نا ارامي هاي سوريه متشكل از كوردهاي آن كشور بود در ابتدا با همكاري دولت مركزي سوريه اقدام به مسلح شدن و موفق به كنترل درآوردن برخي از مناطق سوريه از دست نيروهاي اپوزسيون و داعش شد كه بعد با چرخشي در استراتژي خود روابط و همكاري هاي خود را با دولت مركزي سوريه قطع كرد، و با امريكا و همپيمانان آن ها وارد فاز جديدي شد كه بسياري از مناطق تحت اشغال داعش را با كمك و پشتيباني امريكا و همپيمانان آن ها را به كنترل در آورد. اما پ ي د هر چند خود را طرف سوم ميداند يعني خود را نه وابسته به شرق ميداند و نه به غرب ! به خاطر نزديكي فكري با حزب كارگران كردستان تركيه ، تركيه آنها را به عنوان تروريست و ماندن آنها را تهديد بزرگي بر ضد امنيت ملي خود خواند و مواضع تندي را برعليه آنها در پيش گرفته است ، آمريكايي كه روابط تنگاتنگي باتركيه داشت به ناچاراً مي بايست ميان تركيه و پ ي د يكي را انتخاب كند كه در نهايت طي چند روز پيش با تصميم دونالد ترامپ رئيس جمهور ايالات متحده امريكا مبني بر خروج كامل نيروهاي اين كشور از خاك سوريه پي د را در شرايط مستقيم مورد هجوم تركيه قرار داد كه تأكنون تحركات نظامي جدي از طرف تركيه به سمت مناطق تحت حاكميت پ ي د صورت نگرفته است. اما چنانچه دوباره به مبارزه توده ای و مستقل انقلابی، همانند دوره کوبانی، روی نیاورند و حمایت جامعه جهانی را به سوی نتوانند جلب نمایند،تنها گزينه اي كه ميتوان پ ي د در پيش بگيرد و بتواند درآينده سوريه جايگاهي از لحاظ سياسي براي خود به دست بياورد اين است كه مانند اوايل شروع ناارامي ها دوباره با دولت مركزي متحد شود و مناطقي كه تحت كنترل آنها هست را به دولت سوريه تسليم كند تا از هرگونه حمله دولت تركيه به خاك سوريه جلوگيري كند و از لحاظ سياسي بتواند در آينده سوريه نقش ايفا كند وگرنه مورد هجوم دولت تركيه قرار ميگيرد و به خاطر حفظ منافع كشورها با تركيه هيچ كشوري نه امريكا يا فرانسه نميتواندحمايت قاطع خود از پ ي د را انجام نميدهد و تنها با اين كار نيز پ ي د شانس اين را دارد كه در حكومت آينده سوريه امتيازاتي براي خود به دست آورد.

حال شرايط سياسي عراق بعداز اين ناارامي ها بسيار تغيير كرده است. زيرا بعد از به وجود آمدن نيروهاي حشد شعبي و بيشتر قدرت گرفتن نيروهاي نزديك به ايران در عراق و از طرفي أعمال تحريم هاي امريكا و اعلام جنگ اقتصادي و رواني و حتي حمايت از بخشي از اپوزسيون و فشار هايي براي براندازي حكومت ايران صفحه ديگري از تنش هاي ميان امريكا و ايران در عراق را باز كرده است. به نحوي كه منجر به تعطيلي سفارت امريكا درشهر استراتژيكي بصره و حملاتي به سفارت امريكا در بغداد و تهديد نيروهاي شيعه به واكنش نظامي به عدم خروج نيروهاي آمريكايي از عراق شده است.

شرايط سوريه اما بعد از هفت سال جنگ وجنایت تقريبا پا به ارامي گذاشته است اما مسائل مورد تنش در سوريه وجود پايگاه هاي نظامي ايران در سوريه است كه اسرائيل اين را تهديدي بر امنيت ملي خود قلمداد كرده است و از طرفديگري پ ي د كه بخش شرق رود فرات را در اختيار دارند آنها نيز به بخش بزرگي از عدم حل مناقشات سياسي در سوريه تبديل شده اند و تركيه به هيچ عنوان حاضر به ادامه حياط آنها در سوريه نيست ، به نظر من دواحتمال وجود دارد اول در مورد تنش هاي ميان امريكا و ايران در عراق بجز مذاكره اين دو كشور باهم و توافقاتي راه حل دیگری پیشرو ندارند.
در سوريه نيز با دخالت هاي روسيه و تلاش براي برگشت ثبات سياسي به اين كشور در نهايت يا مذاكره اي مابين ايران و اسرائيل اتفاق مي افتد يا مانند عراق بعد از ثبات سياسي، ايران كاملا نيروهاي خود را از سوريه خارج ميكند و ادامه حياط خود را توسط گروه هاي نيابتي در سوريه ادامه ميدهدام.

جمعبندی:اما به عنوان جمع بندی این تحولات فقط میتوان متاسفانه یک جمله را بیان نمود: بازنده اصلی این تحولات دها میلیون انسان بیدفاع و میلیونها شهروند آواره و متحمل شدن صدها هزار مرگ و نابودی مدنیت و زیر ساخت های اقتصادی شهروندان، از جمله در سوریه و یمن و عراق و غیره، به واسطه جنگ دولتهای جنایتکار و “برنده شدن ” آنها در این جدال خونین برای اعمال قدرت و نفوذ خود. ننگ و نفرت بر همه این دولتها و کلیه نیروهای تروریست ساخته شده دست آنها!، واقعیت این است که هر زمان و در هر جایی که نیروهای انقلابی و هدف و آینده سفید و آزادیخواهانه ای در راس مبارزه و جنگ و جدالها قرار نگیرد، بجز ویرانی و کشتار و اعمال جنایت توسط دولتها فاشیست اسلامی و ملی گرایان حاکم چیزی نسیب مردم تشنه آزادی و برابری و رفا و امنیت نمیشود. 
منبع: شماره ٨١ نشریه سوسیالیسم امروز
١٥ دی ١٣٩٧
٥ ژانویه ٢٠١٩٠

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *