غروب اینجا درد آور است …” وقتی که زندگی به حاشیه رانده میشود “

حاشیه نشینی در ایران نمایش تمام عیاری از فقر گسترده و زندگی فلاکتبار در ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی است. متاسفانه این پدیده در حاشیه شهرهای بزرگ مدام رو به گسترش است. 

ابعاد عظیم و بی‌سابقه حاشیه‌نشینی یکی از بحرانهای هولناکی است که امروز ایران را از هر سو در گرداب فقر و خانه‌خرابی فرو برده است.

رسانه‌های حکومتی این فاجعه را این‌چنین بازتاب می‌دهند: «وضعیت وخیم است. از مرز هشدار هم عبور کرده است، چرا که شهرهای متوسط هم پاتوق روستاییان شده است. شهرهایی که نه تنها با ازدیاد جمعیت باری از دوششان برداشته نمی‌شود، بلکه مشکلاتشان نیز دوچندان می‌شود…

به گفته رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران این پدیده شوم «حاشیه‌نشینی در تهران به وخامتِ هند و کشورهای آمریکای لاتین خواهد رسید… وضعیتی که هر روز گویی بدتر می‌شود، برای مثال در سال‌های گذشته کمتر خیابان‌خواب می‌دیدیم اما به‌تازگی شاهد بروز پدیده خیابان‌خوابی در جاهایی مانند بلوار کشاورز هستیم. این نشان می‌دهد که پدیده بی‌خانمانی نیز در حال اضافه شدن به مشکلات است، افرادی که سقفی بالای سرشان نیست و پناهی جز کف خیابان و رفوژ فضای سبز بزرگ‌راه‌ها ندارند».

حاشیه نشینان که مقامات رژیم این چنین با نگرانی از افزایش آن سخن می گویند چه کسانی هستند؟ حاشیه نشینان عمدتا کارگران مهاجری که به همراه خانواده هایشان بطور غیر رسمی در اطراف شهرهای بزرگ برای خود سرپناهی دست و پا می کنند. آنها بی بهره از کمترین امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی در خانه هایی که با مصالحی همچون گل، پلاستیک، پارچه و حلبی ساخته شده اند، در فقر و تنگدستی زندگی می کنند. افزایش حاشیه نشینی در حاشیه و حریم شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران همچون قم ، زنگ خطر را برای مسئولان دولتی به صدا در آورده است.
حاشیه نشینان در سراسر کشور همان کارگران از کار بیکار شده، همان زحمتکشان بی چیز کنده شده از روستا، همان کارگران کوره پزخانه های خارج از شهر، همان کارگران مهاجر شهرها و روستاهای دور دست، همان خانواده های تنگدست پرجمعیت، همان بخت برگشتگان معتاد و همان سالخوردگان از کار افتاده اند. همان هایی که تا جوان و سرحال و کارکن بودند، تا زمانی که سرمایه به نیروی کار ارزان شان نیاز داشت، شب و روز نداشتند و جان می کندند و ثروت می آفریدند و امروز بیکار و پیر و از کار افتاده و حاشیه نشین شده اند.
اینان همان سازندگان و برپاکنندگان همه آن ساختمان های شیک و آسمانخراش شهر هستند. همان گردانندگان چرخ های کارخانجات بزرگ و کوچک مجتمع های صنعتی تعطیل شده اند. اینان، همان تولید کنندگان و خدمات دهندگانی هستند که اضافه تولید و بحران اقتصادی، کار، خدمات و وجودشان را غیر لازم دانسته و از محیط کار و تولید بیرون شان انداخته است، همان قربانیان ناامنی محیط کارند که با از دست دادن عضوی از اعضای بدنشان بی خاصیت شده و دور ریخته شده اند.
در نظام جمهوری اسلامی سرمایه که در پناه استبداد مذهبی، انسان ها به بیرحمانه ترین شیوه استثمار می شوند و دزدی، غارت، فساد مالی و اداری مرزی ندارد؛ باید میلیون ها انسان بی سرپناه و بی خانمان باشند. در مملکتی که اقیانوسی از ثروت و نعمت در دل دارد و همه ثروت و سامانش در دست مشتی زالوصفت، غارتگر و قاتل قبضه شده و ثروت هر آخوند و هر وکیل و وزیر و فرمانده نظامی اش سر به آسمان می ساید، باید میلیون ها انسان دیگر بی سرپناه و بی خانمان باشند. در مملکتی که تنها یک قلم از دزدی های «شرکت مسکن مهر» آن در قزوین، یکصد میلیارد تومان بوده باشد؛ باید بسیاری از بی خانمان مظلوم قزوینی، شب را در کنار خیابان های این شهر و در گورستان هایش به روز برسانند.

حاشیه نشینان و بی سرپناهان، انسان هستند و نیاز به سر پناه دارند. حاشیه نشینی و زندگی در محلات فاقد استانداردهای خدمات شهری و بدتر از آن بی خانمانی و خانه بدوشی و قبرستان خوابی، شایسته انسان نیست. حاشیه نشینی تنها به معنای زندگی در مکانی موقت و ناامن نیست، بلکه به معنی محرومیت از همه گونه خدمات شهری، یعنی محرومیت از آب، برق، گاز، بهداشت و درمان و سرویس حمل و نقل و خیلی چیزهای دیگر هم هست.
حاشیه نشینی و بی سرپناهی که خود محصول و معلول فقر و بیکاری و بی مسئولیتی دولت است، بستری برای آسیب های اجتماعی دیگر نیز هست. در همین حواشی شهر و در میان بی سرپناهان، شانس مصون ماندن از گرفتار شدن به اعتیاد و دیگر آسیب های اجتماعی به پایین ترین حد ممکن می رسد.
حاشیه نشینی و بی سرپناهی از بزرگترین محرومیت هایی است که علیه انسان اعمال می شود. همه جا و هر جا مادام که ثروت های جامعه توسط زورمداران و سرمایه داران قبضه نشده باشد، هر انسانی این امکان را خواهد داشت که سرپناهی شایسته انسان امروز داشته باشد. 
در ایرانی که بر اقیانوسی از نفت و دیگر منابع غنی زیرزمینی نشسته است و بلحاظ آب و هوایی شرایط بهزیستی مطلوبی دارد، حتی با وجود نظام سرمایه داری هم می توان به زندگی فلاکتبار حاشیه نشینان شهرها و بی سر پناهان و بی خانمان کارتن خواب پایان داد و همه را اسکان داد. 
تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد و همه ثروت جامعه در چنگ مشتی غارتگر و قاتل قبضه شده و ساخت و سازهایی که به سرعت از زمین می رویند، صرفا به خاطر سوداندوزی و سوداگری باشند، علیرغم اینکه میزان شان هم بسیار بیشتر از رفع نیاز عموم مردم باشند، مردمی هم وجود خواهند داشت که کماکان در کنار خیابان ها، زیر پل ها، گوشه قبرستان ها و در بهترین حالت در آلونک هایی در حاشیه شهرها زندگی کنند.
حاشیه نشینی و محروم بودن کارگران و مردم زحمتکش از مسکن مناسب، سرنوشتی محتوم نیست. زندگی زیر یک سقف و برخورداری از کلیه امکانات ایمنی و رفاهی و فرهنگی حق مسلم همه انسان هاست و دولت ها موظفند به آن پاسخ دهند. تحمیل این حق مسلم به دولت ها، در گرو اتحاد و یکپارچگی توده های کارگر و زحمتکش و مبارزه متشکل و سازمانیافته آنان با پیشگامی کمونیست ها امکانپذیر است.  که در روند گسترش خود با تکیه بە نیروی خودآگاهی و سازمانیابی می رود تا تاریخ را بار دیگر ورق زند.

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *