گفتگوی “صدای سوسیالیسم امروز” با رفیق سلام زیجی در باره: حداقل دستمزد سال ٩٨، فاجعه سیل، و الحاق بلندیهای جولان به اسرائیل

By / 3 ماه ago / مقالات / No Comments

هاوڕێ سەڵامی زیجی

گفتگوی “صدای سوسیالیسم امروز” با سلام زیجی در باره:

حداقل دستمزد سال ٩٨، فاجعه سیل، و الحاق بلندیهای جولان به اسرائیل

صدای سوسیالیسم امروز:  در اين بخش از برنامه دعوت كرديم از رفيق سلام زيجي حول تحولات ايران و منطقه از جمله حداقل دستمزد كارگران و سيل هاي أخير ايران و همچنین درمورد تصمیم دولت امریکا در باره الحاق  بلندهاي جولان خاك سوريه به اسرائیل گفتگويي خواهيم داشت و توجه شما را به اين گفتگو جلب خواهيم كرد.

همانطوركه اطلاع داريد در هفته هاي آخر سال ٩٧ جمهوري اسلامي حداقل دستمزد كارگران را إعلام كرد و چهارصد هزار تومان به دستمزد كارگران اضافه شد در حالي كه كارگران خواهان حقوق بالاي خط فقر كنوني ايران شش الي هفت ميليون تومان ميباشند، وظيفه ي طبقه ي كارگر در قبال چنين تصميمي چيست و مردم بايد چه راهي را در پيش بگيرند؟

سلام زیجی: بله متأسفانه اين رويداد يك فاجعه ي بزرگ ديگري كه به اصطلاح قبل از عيد و شروع سال نو یک پيام  ورخ داد هولناكي بود كه جمهوري اسلامي با شروع سال جدید به طبقه ي كارگر ايران داد، طبق معمول همه ي سال هاي چهل سال عمر ننگين و ضد كارگري  جمهوري اسلامي بسيار روشن است كه پاسخ هر انسان آزاديخواه در ايران هر كارگر و هر فعال كارگري گفتن نه بزرگي به اين تصميم است. براي همه معلوم است كه اضافه كردن، چهارصد هزار  تومان، یعنی تعین حدود يك ميليون و نيم تومان دستمزد كارگر در مقايسه با سطح زندگي كه خود جمهوري اسلام و آمار و ارقام هاي منتشر شده بين صد تا سيصد درصد بخش عمده ي مواد خوراكي و مايحتاج اوليه ي زندگي مردم در ايران افزايش پيدا كرده است، بسیار بسیار ناچیز است.

وقتی از افزایش سی و چند درصدی دستمزد یا افزایش ٤٠٠ هزار تومان نسبت به سال قبل  صحبت میشود ، در واقع یعنی ترمیم بیست- سی درصدی از کل هزینه های است که دویست -سیصد درصد از نیازمندیهای اولیه زندگی کارگران را افزایش داده است. در حقيقت جمهوري اسلامي چيزي افزايش نداده، بلکه  در مقابل افزايش سيصد درصدي ميوه، پياز، سيب زميني،سيب، كرايه منزل، برق و غیره بيست درصد مسئله را جبران كرده است. همین! و اسم اين شگرد سرمایه داری و جنایت را هم “حداقل دستمزد” گذاشته اند. داده هاي كه خود مقامات جمهوري اسلامي قبلاً ارائه كرده بودند  خط فقر زير سه ميليون و هفتصد و پنجا هزار تومان و مقاماتی دیگر از خود رژیم از رسیدن سطح خط فقر به ٦ميليون گزارش داده بودند. اما درست در لحظات پاياني سال يك شعبده بازي به نام مذاكره سه جانبه که همواره با ریاست و تصمیم وزیر کار و دولت اداره میشد در پوشش شوراي عالي كار چنين تصميم هايي ميگيرند. این يك تعرض آشكار و يک اقدام جنايتكارانه است. ظاهرا کسی ابعاد جنایتکارانه بودن آنرا مستقیما نمی بیند، اما در پي اين تصميم شما بايد آمار هزاران كودك را ببينيد كه تلف ميشوند، میلیونها انسان را ببینی که به خاطر گرسنكي از بین میروند، در پي اين تصميم جنايتكارانه بايد آمار بالا رفتن تعداد جواناني كه به گرسنگي، فقر، اعتياد، فحشا كشيده ميشوند دید.  به اين معنا فقط موضوع اين نيست كه دستمزد ماهانه ي كارگر زياد ميكنند يا كم عملاً يك تعرضيست براي كشتار كارگر، براي كشتار بخش عمده ي جامعه.

در اين شرايط  بسيار معلوم است كه طبقه كارگري نبايد اين را تحمل كند. متأسفانه جنبش ما  در این زمینه در سال ٩٧نتوانست يك مبارزه ي متحد و طوري كه شرايط سياسي ايران امکان میداد، ادعا نميكنم به طور صد در صد، اما به درجه ي زيادي فعالين ما كارگران  شرایط مساعد تر سیاسی در مقابل داشتند تا قبل از اين تصميم دولت و سرمایه داران علیه خود، يك فضاي اعتراضي و اعتصاب در چندين مراكز مهم به اعتراض روی بیاورند و جمعيت ميليوني كارگران به صف میشدند و بگويند ما همان پرچم مطالباتی كه ،عموما عادت داریم در نزدیک به پایان ماجرا در بيانيه هاي خشك و خالي  مطالباتمان رامنتشر کنیم، شش ميليون و هفت ميليون حداقل دستمزد را خواسته ایم بتوانیم حداقا شش ميليون و هفت ميليون كارگر را در حمایتش به اعتصاب و اعتراض متحد بکشانیم. با این اعتراض و مبارزه اعلام میکردیم که جمهوري اسلامي بفهمد و نمیتواند پشت درهاي بسته تصميم جنايتكارانه علیه زندگی دها میلیون انسان زحمتکش این مملکت بگيرد و بداند كه  برایش گران تمام خواهد شد!. متاسفانه ما خوب نجنبيديم، اعتراضاتمان خوب نبود. جمهوري اسلامي سالهاست راه تشكل هاي ما و انتخاب نمايندگان مستقل ما را بسته است، اما ما ميتوانستيم حول همین امر م‌م افزایش دستمزد در مراكز كارگري، شوراهاي كارگري به وجود بيارويم نمايندگان منتخب مجمع عمومی به وجود بياوريم ،ميليون ها كارگر را به خيابان بياوريم. با صدا بلند میفتیم شما هر تصمیمی بگیرد بدون حضور و دخالت مستقیم نمایندگان واقعی کارگری قابل قبول نیست! از اول میبايست پيام محکم و گسترده طبقاتی مان را به جمهوري اسلامي و کارفرمایان در بُعد اجتماعي و طبقاتي میدادیم كه متأسفانه انجام نداديم.

اما الان با وجود همه اين ها مبارزه بايد ادامه پيدا كند بايد سال ٩٨را تبديل كنيم به سال نه گفتن به اين تصميم جنايتكارانه، به سال اتحاد و مبارزه  گسترده طبقه ي ما براي پس زدن اين تعرض. پرچم و مطالبه شش، هفت ميليون دستمزد كماكان در رأس مطالبات كارگر ايران قرار بگيرد. براي اين أمر تعجيل زيادي را بايد انجام داد، نهاد  و تشكل هاي توده اي و كارگري را در مراكز كار شکل داد. نه اين كه فعالين كارگري يك تعدادي از آن ها جمع بشوند، دستشان درد نكند، اما این جایگاه تشكل توده اي و صف متحد كارگري را كه ميتواند مبارزه ي واقعي را سازمان بدهد، نتوانسته و نمیتواند بگیرد. بايد يك مجموع تشكل مستقل و تودهی کارگری به وجود آورد، بدون چنین ابزارهای مبارزه کاری راه به جای نمی برد،، بايد مبارزه ي وسيع تري براي آزادي فعالين زنداني در زندان هاي جمهوري اسلامي سازمان داد. و همزمان  در در ظرفیت شخصای و چه از جانب حزب سوسياليست انقلابي از مردم آزادیخواه ايران، كه اكثريت مردم زحمتكش اند و ٩٠٪آن ها مخالف جمهوري اسلامي اند و زير فشار اقتصادي قرار دارند، ميخواهيم كه از طبقه ي كارگري ايران حمايت كنند حمايت از طبقه ي كارگر حمايت از خودشان است. جمهوري اسلامي ميخواهد كارگر را گرسنه كند، در صف آنها تشدت و اختلاف بياندازد، به فقر و گرسنگی بکشاند تا قدرت اعتراض نداشته باشد، بيكاري را در ايران جاري كند كه بيشتر كارگران نتواند بگويد دستمزد بيشتري ميخواهم چون جمهوري اسلامي ميگويد ١ميليون كارگر ديگر هستند كه بيكارند و خواهان كارند و بدون بيمه هم هستند آن ها را جانشين ميكنيم، حاضر هستند با دستمزد كمتري هم كار كنند، و غیره.

براي اين كه جمهوري اسلامي نتواند اين ترفند  و سياست هاي كثيف خودش را عليه ٥٠-٦٠ميليون انسان، اگرخانواده هاي كارگري را هم در نظر بگيريم ،به سر آنجام برساند، بايد از طبقه كارگر حمايت كرد و پشتشان ايستاد. جمهوري اسلامي اگر كارگر را بزند تمام جامعه ايران را زده است. جمهوري اسلامي ميخواهد مانند سال ٦٧برنامه هاش را جلو ببرد و سياست هاي آن زمان را به كار ببرد، برنامه ي ضد انساني كه خود خامنه اي آن تحت عنوان “سياست اقتصاد مقاومتي” اعلام کرده بود و يا اينكه  اکنون از “گسترش توليد در داخل كشور” حرف میزند ،همه ي اينها را آخوند ها ، دولتيها ، سپاهي و اطلاعاتي ها و مجلسي ها ی مفت خور که انجام نميدهند، تمام اين سیاستها را با زور و با همان حداقل دستمزد تحمیل شده بردگی كارگر مجبور است انجامش بدهد. هر كسي دنبال آزادي و برابري است بايد از طبقه كارگر حمايت كند. با پيشروي جنبش كارگري كل جامعه پيشروي خواهد كرد، و هر تعرضي كه جمهوري اسلامي به اقتصاد و تشكل و فعالين كارگري ميكند پيش درآمد تعرض به همه ي عرصه هاي ديگر است، به همه ي جنبشهاي ديگر، به همه ي مطالبات ديگر كه در جامعه جاريست. اين سياست و واقعيتهای که اشاره داریم بايد در كل جامعه و طبقه كارگر جا بيافتد.

حرف ما و فراخوان ما كماكان اين است كه همه ي رهبران كارگري فعالين دلسوز فعالين جنبش سوسياليستي طبقه كارگري اگر ميخواهيم سال جديد، به سال پیشروی جنبشمان تبدیل کنیم باید به آنچه که تا کنون آنجامه داده و میدهیم رضایت ندهیمن، این سطح از مبارزه پراکنده و غیر متمرکز و غیر متشکل جوابگوی جنبشی نیست که میخواهد بر دشمنان طبقاتی اش پیروز گردد! . سال پیش رو، سال ٩٨،سال سرنوشت سازي هست براي هر دو طبقه، هر دو طرف، هم براي جمهوري اسلامي و سرمايه داري هم براي  ما کارگران و مردم زحمتکس و آزادیخواه. جمهوري اسلامي و سرمايه داري ميخواهد براي يك سال ديگر عمر ننگين خودشان را طي كنند آنهم از راه سرکوب و به فقر كشيدن و گرسنگي ما، و ما هم نبايد اين اجازه روبه این نقشه و یورش گستاخانه و ضد انسانی بدهیم. بايد كاري بكنيم كه عمر اون ها رو كوتاه بكنيم، به طرف سرنگوني آن ها برويم، بحث محوری این است که ما بايد متحد و متشكل بشويم، حول همین پرچم و مطالبه ي شش-هفت ميليون تومان دستمزد و آنرا در رأس مطالباتخود قراردهیم. باید دست به دست همديگر بدهيم، مبارزات پراكنده را تمام كنيم، دست اتحاد طبقاتی مبارزين و فعالين كارگري رو دست كساني بدهيم كه كل طبقه رو به هم وصل كنند، وظيفه ي مبرم مبارزه  ما با جمهوري اسلامي و علیه اين يورش هاي گسترده تنها از راه شکل داد به یک صف متحد طبقاتي به جلو خواهد رفت. با تك تيراندازي، اعتراضات فردي و طومار نويسي نميشود جمهوري اسلامي و سرمايه داري در ايران را پس زد همانطور كه با این شکل چهل سال است نتوانستيم. چيزي كه جمهوري اسلامي از آن وحشت دارد اتحاد ميليوني كارگري از جمله ارگان هاي مهم صنعتي است.

١١ اردیبهشت، روز جهانی کارگر دارد فرا میرسد، این پروسه و روز فرصت دیگری برای جنبش ما است تا بتواند قدرت طبقاتی خود را به نمایش بگذارد، علیه جمهوری اسلامی به میدان بیاید، و به ویژه یکصدا علیه تصمیم جنایتکارانه دولت سرمایه داران مبنی بر حداقل دستمزد بردگی و همچنین در اعتراض به بازداشت فعالین کارگری و داشتن حق اعتصاب و اعتراض و حق تشکل باید بتوانیم همه  مراکز کار را خواباند و یکصدا به اعتراض نشست.

صدای سوسیالیسم امروز: سوال دوم من از شما رفيق سلام زيجي اين است كه در هفته هاي اخير و همين الان در اكثر استان هاي ايران سيل جاري بود و تلفات جاني و مالي زيادي را به بار آورده است.  طبق آخرين آمار جمهوري اسلامي تقريباً ٤٣نفر كشته شده اند در اين فاجعه . در همین رابطه تا کنون حزب سوسياليست انقلابي دو بيانيه صادر كرده است،اولي فراخوان در کمک به سيل زندگان و دومي پيام تسليت به خانواده ي قربانيان بود. سوال اساسی برای همه  اين است كه چرا سيل بايد در اين سطح خرابي به وجود بياورد، و نقش جمهوري اسلامي در اين باره چگونه بوده و مردم بايد چه كاري انجام بدهند؟

سلام زیجی: بله متأسفانه فاجعه دوم در شروع سال جدید همین سیل ویرانگر بود.  فاجعه اول موضوع سوال اول شما در باره تعرض گستاخانه به زندگی دها میلیون انسان از جانب جمهوری اسلامی و سرمایه داران در پوشش “تعیین حداقل دستمزد سال ٩٨” بود.  و به دنبال و چند روز بعد شروع فاجعه ي دوم “طبيعت” و اقدامات فاجعه آمیز جمهوری اسلامی در برخود به این پدیده است که تا کنون قربانيان زيادي گرفت است. و همين امروز متاسفانه چندین نفر ديگر هم قرباني شدند در آمل و جاهاي دیگر، يعني آمار تلفات بيشتر شده از آن آمار ٤٣نفر که شما اشاره کردید. همانطور كه در اطلاعيه هاي حزب و پيام تسليت حزب ابراز كرديم واقعاً قلب ما به درد آمد و متأثر شديم از رويداد هايي كه در اين فاصله رخ داد و شاهدش بوديم  يك بار ديگر همينجا صميمانه و قلباً به همه ي بازماندگان و خانوادگان قربانيان تسليت ميگويم. دست تمام اکسانی را به گرمي ميفشاريم و ميبوسيم كه بدون دولت و إتكا بهنهادهای دزد و ارتجاعی جمهوری اسلامی، مستقلاً خودشان به ياري سیلزدگان شتافتند، و به ويژه سر تعظيم فرود مي آوريم براي كساني كه دسته جمعي با قايق رفتند و جان تعدادي را نجات دادند ولي خودشان جان باختند. و درود ميفرستيم به همه كساني كه در سطوح مختلف كمك كردند تا امروز. تداوم اين كمك ها بسیار ضروری است همچنان مستقل از دولت باید بدست نیازمندان برسد، طبعا باید به بی کفایتی و حضورهای نمایشی این رژیم نیز شدیدا اعتراض نمود. کمک ها را باید ادامه دهیم تا حدي كه درد و رنجهای عزیزان آسیب دیده مقداری كاهش پيدا كند.

اما سيل چرا انقدر فاجعه به وجود مي آورد، به نظر من يك بخش آن مربوط است به طبيعت و  “خشم هاي” آن و در فصلهای معینی در برخی از مناطق کشور و جهان. اما اين همه تلفات و خسارت ناشی از آن عوامل طبیعی به طور قطع طبيعي نيست و ربطی به “خشم طبیعت” ندارد، بر میگردد به آمادگی جامعه و ماهیت دولت حاکم و مسئولیت پذیری آنها در قبال جان و امنیت شهروندان.  توجه كنيد زلزله استان كرمانشاه و سرپل ذهاب هنوز كماكان بعد از يك سال و نيم دو سال مردم در چادر و کانتینر و جاهاي بد زندگي ميكنند، هنوز تعداد زیادی سرپناهي براي زندگي كردن ندارند، خب اين ديگه ربطي به ‘خشم طبیعت“ و فاجعه زلزله ندارد، زلزله تمام شد، اما بعد ازلزله يك زلزله ديگري هست به اسم جمهوري اسلامي كه توجهي به سرنوشت مردم ندارند. ميخواهم بگويم ما بايد متوجه اين باشيم كه بخشي از اين فاجعه ها تقصير خود دولت حاكم است. در كشوري مثل  ايران با اين ثروت عظيم نفت،گاز ، طلا و معادن اگر اختیارش در دست يك دولتي باشد كه يك ذره شرف و أخلاق و مسئوليت در وجود خود داشته باشد ميتواند جلوي خيلي از مسائل را در جامعه بگيرد.ميتواند جلوي گرسنگي بيكاري، اعتياد، فحشا، آمار خودكشي و همه ي اين فاجعه ها كه در ايران هستند را بگيرد . عامل اصلی وقوع این فجایع و دامنه خرابی هایش جمهوري اسلامي و نظام سرمايه داري حاكمه است، ثروت مملكت در اين چهل سال اگر به ساختمان سازي اختصاص داده ميشد اگر جمهوري اسلامي به جاي كشتار و بازداشت فعالين محيط زيستي محيط زيست را آباد ميكرد، به جاي سپاه پاسداران و مقامات حکومتی که بخاطر سود جوئی و ثروت آفرینی خود که معادن طلا و سنگ معدن تمام مراتع كشور را ويران نميكردند، اگر به فكر سد هاي بهتري بودند، اگر در ساختمان سازي فكر هاي بهتري داشتند، و هزينه ها در راستای ارتقای امنیت و رفاه شهروندان میبود ، اگر هزينه اي كه براي نيرو هاي جمهوري اسلامي در داخل ايران  و در كشور هاي متعدد خرج شده میشود، به جای هزينه کردن در بيت رهبري و سپاه و اطلاعات و پنج- شش ميليون آخوند بیکاره و گردن كلفت بي خاصيت در جامعه، اين پول هاي عظيم را چنانچه در راه رفاه، آسايش، امنيت، راه سازي، ساختمان سازي، سد سازي و جنگل باني و امكانات راه يابي براي خروج سيلاب احتمالي يا حتي مقاومت ساختمان ها در مقابل زلزله به نظر من اين فاجعه در ايران باعث اين ويراني ها نميشد.

ميخواهم بگويم طبيعت در همه جاي دنيا، سيلاب ،زمين لرزه و اتشفشان و رعدوبرق وجود دارد. اما در همه جا به اندازه ايران قرباني نميگيرد. حداقل به اندازه ي كشور هايي كه رژيم هاي استبدادي دزد و فاسد تلفات نميگيرد. به نظر ميرسد حتي اين پديده ها براي جمهوري اسلامي يك “نعمت الهي شده” است همانطور كه بعضي مقامات دولتی و آخوند ها چنين مزخرفاتي گفتند. از اين نظر است كه بالأخره حتی فاجعه های طبیعی- انسانی نیز تبديل به يك پروژه ي اقتصادي و فرافه پرستی براي آن ها ميشود. علاوه بر فاکتور طبیعت و باران و سیل، از نظر ما، جمهوري اسلامي مسئول اول عواقب پیامدهای باران و سیل و عامل این سطح از آسیب رسانی میباشد. در واقع قاتل دوم  ٤٥ نفر( در واقع دها و صدها انسان این رویداد) و دها و صدها هزار بي خانمانی مستقیما جمهوری اسلامی ایران است.

اخبار و گزارش هاي زيادي هست دال بر اینکه حتی نيرو هاي جمهوري اسلامي وسائل هاي كمكي و جمع آوری شده شهروندان را نیز ميدزدند براي فروش  و بهر برداری خود. این از نف فاجعه سیل فاجعه آمیزتر و وحشیانه تر است. و نبايد اين ها را فراموش کرد و این اوباش را بخشید. چنانچه امكانات و ثروت كشور را در اختيار خود مردم قرار داده شود من ترديد ندارم امثال ما و اكثريت عظيم جامعه  پول و ثروت جامعه را در اختيار شهروندان قرار میدهند و در مقابله با فاجعه هاي طبيعي هم خيلي راحت تر و بهتر ميتوانيم مقابله كنيم و خيلي راحت تر ميتوانيم جان انسان هاي بيشتري را نجات بدهيم، و اجازه ندهيم كشوري با اين همه امكانات و همه ي وسعتي كه دارد هر روز تحت لواي سيل و زلزله جمعيت زيادي تلف بشوند و جمهوري اسلامي هم كماكان سر جاي خودشباقی بماند و هيچ مسئوليتي را قبول نكند.

صدای سوسیالیسم امروز: آخرين سوال من درمورد بلندي هاي جولان خاك سوريه است كه اخيراً بحث برانگيز شده است. بلندي هاي جولان كه جزو خاك سوريه است و چند ده پیش توسط ارتش اسرائیل در جنگ “شش روزه” به تصرف در آمده، و تا امروز در اختیار داسطه است، اکنون برای اولین بار از طرف رئيس جمهور آمريكا، ترامپ، إعلام شد كه این بلندیها به خاک اسرائیل الحاق میگردد.علت چنين تصميمي در این مقطع چیست؟، مواضع حزب سوسياليست انقلابي در اين رابطه چه نظری دارد ؟

سلام زیجی: چند عامل باعث چنین تصمیمی شده است. هم فاکتور های استراتژيكتر در منطقه و عوامل هاي مقطعي و کوتاه مدت در این رویداد دخیل هستند. علت استراتژيك آن اين است كه نه دولت اسرائيل و نه آمريكا حاضر نيستند حق طبيعي و دیرینه مردم فلسطين را به رسميت بشناسند. به نظر من ريشه ي اصلی چنین تصمیمی قبل از اینکه به سوریه و مسائل دیگر مربوط  باشد از اين جا سرچشمه ميگيرد. و این سیاست در ادامه سیاستهای تاکنونی دولت امریکا و هیئت حاکمه اسرائیل همواره به رشد جنایت و تروریسم و اسلامگرائی در منطقه کمک کرده و خواهد کرد. و اتفاقاً بر عکس تصور که بدست داده میشود حتی علیه رژیم اسد، حزب الله و جمهوری اسلامی هم نمیتواند باشد، برعکس به نفع پروپاگند و گرد آوری نیروی تروریستی و جدال آنها نیز در منطقه بیشتر کمک خواهد کرد.چنین سیاستی برميگردد به سياست فاشييستي و دست راستي كه ترامپ آنرا نمايندگي میکند و حاضر نيست كه حقوق اوليه نه تنها شهروندان فلسطين  و تشكيل دولت فلسطین را به رسميت بشناسد که منفعت هیچ بخشی از شهروندان منطقه را مد نظر نداشته و ندارند. کار اینها ایجاد جنگ و بحران و کشتار و تروریسم در راستای اعمال قدرت و قلدری و کمک به راسترین جریانات شبیه به خود و بالا کشیدن ثروتهای عظیم در منطقه خاورمیانه و فروش تسلیحات به کانگسترهای دست ساز خود و یا شبیه به خود در منطقه است. و همين سياستها نیز، همانطور كه خدمت شما عرض كردم باعث شده مردمي زيادي كشته بشوند، جرايانات فاشيستي و اسلامي و تروريستي زيادي را به وجود بياورند، و منطقه تبديل شده به يكي از كانون هاي جنگ و تروريزم و كشت و كشتار و سناریو سیاهی و  بي ثباتي.

در همین راستا،عامل کوتاه مدت ديگري که پشت این تصمیم خوابیده بر میگردد هم به ترامپ در آمريكا و انتخابات رياست جمهوري که دوباره در حال نزديك شدن است، و ربط دارد به لابي هاي يهودي و دست راستي كه در آمريكا وجود دارند، مافيای اقتصادی و گردن كلفت هاي بزرگي که بخشي از ثروت آمريكا را در اختيار دارند و ترامپ  وافراد ديگري كه در آنجا وجود دارند به اين لابي ها و افراد نياز دارند تا بتوانند در این دوره و در مضحکه انتخابات آتي از آن به نفع خود بهره بگیرند. در اسرائيل نيز همین داستان در جریان است و البته شروع شده است. دولت دست راستی بنیامین نتانیاهو، و رقبایش درگیر “انتخابات” هستند. فكر ميكنند در این دوره با همزمان کردن تبلیغات”الحاق بلندیهای جولان به خاک اسرائیل” میتوانند نیروی بیشتری حول خود گرد بیاورند و عامل پيروزي شان شود.  

اما توجه داشته باشید که نفس مرز و خاك، اینکه خاک جایی به جایی دیگری الحاق شود یا نشود  ازنظر من و از نظر جنبش ما هیچ ارزشي ندارد. كاش هيچ مرزي وجود نداشت. دعوای خاك براي ما به عنوان يك جريان سوسياليستي ارزش ندارد. در نتیجه از اين بُعد ما هيچ انتقادي به اين نوع سياست ها و به این مورد معین هم نداريم. بحث اين است كه پشت اين صحنه  اهداف وسياست هاي ارتجاعی دنبال ميشود، ضد مردمي است و ضدامنیت و آسایش و رشد و مبارزات آزاديخواهانه و کارگری در منطقه است، به جنبشهای دست راستی و تروریست و اسلامی از هر دو سوی “مرز جولان” و مةطقه کمک میکند و كانون هاي بحران و کشمکش و جنگهای ديگر به وجود مي آورد. و اتفاقا عامل قدرت گرفتن  بیشتر رژيم اسد و یکدست تر بودن ‌قطب ارتجاع اسلامی در منطقه میگردد. همين چند روز پيش كنفرانس جريان اسلامي را در تركيه گرفته اند و یکصدا عليه ترامپ بودند، “اتحادیه عرب” را بصدا در آورد و علیه آن موضع گفتند، دوباره جمهوري اسلامي و جریان حزب الله و تروریسم اسلامی را در این منطقه به صف تركرده است. از طرف ديگر تقابل بين آمريكا و روسيه هم  در این موضوع دخیل است. مانند بسیاری موارد دیگر در جهان و منطقه. ميخواهند روسيه را هم پس بزند و امتيازاتي در اين زمينه بگيرند. خلاصه كنم: ما مخالف اين تصميم هستيم دليل محوری ما هم اين است كه اين سياست مشکل ديرينه فلسطين را بی سرنوشت و به نفع سیاستهای فاشیستی و دست راستی نتانیاهو رقم خواهد زد. همانطور كه خدمتتان عرض كردم از نظر تغيير مرزو الحاق آن و غیره، که خود دولتهای بورژوائی و عاملین خط کشی ارتجاعی تعین مرزها  و همچنین سازمان ملل شان علنا بنا به مصلحتها و یا قلدری یکی از آنها تغیراتی در خط مرزیشان صورت میگیرد و قوانین خودشان را زیر پا میگذاند، طبعا براي ما انسان هاي سوسياليست مرز و خاک نه تقدسی دارد و نه ارزشي. مهمترين حساسيتي كه ما نسبت به اين قضيه داريم ، اول بحراني كردن مسئله ي فلسطين است كه بايد سالهاي قبل اين مسئله عادلانه حل ميشدم دوم اينكه اين تصميم به رشد جريانات تروريست اسلامي كمك ميكند، به ترويزم اسلامي، به جريانات دست راستي، در سوريه، لبنان، ليبي؛ حتي يك نوع امتياز دادن است  به جمهوري اسلامي و براي تبليغات جريانات اسلامي كه در منطقه تحت تأثير جمهوري اسلامي قرار دارند. ما مخالف اين تصميم هستيم. اين يك إقدام فاشيستي و دست راستي و قلدر مابانه دولت امریکا است و عوارض هاي منفي زیادی دارد كه بايد در مقابلش ايستاد. مردم فلسطين حقشان است فوراً دولت مستقل خود را تشكيل بدهند و اسرائيل نیز دستش نه فقط از بلندیهای جولان بلكه باید از تمام مناطق كه به مردم فلسطین تعلق دارد و اسرائیل و امریکا یک تنه در مقابل حتی ‌دولتهای بورژوائی دیگر نیز در برسمیت شناختن مناطق مرزی و حل مشکل فلسطین مخالفت میکنند، کوتاه کرد. از کلیه مناطقی که ارتش اسرائیل با زور تسخیر کرده است باید بیرون بروند و تشکیل دولت مستقل فلسطين را به رسميت بشناسند. این تنها راه پایان دادن به منازعه دیرینه مردم فلسطین و ممانعت از بهره گیری دو ‌‌قطب ارتجاعی و سرکوبگر حاکم در اسرائیل و جریانات تروریست اسلامی در فلسطین و منطقه از تداوم این معضل حل نشده است.

) این گفتگو ١ اوریل ٢٠١٩ صورت گرفته بود. مصاحبه کننده و پیاده کننده گفتگو  رفقا ناصر زیجی و تینا خلیفه ای هستند.)

لینك تصویری گفتگو: http://www.azadi-b.com/J/2019/04/post_788.html?fbclid=IwAR0NUnaS-hUuUgbs4Cv7xCQBV8GRYKYwzw1w2nEOa0v9WiiI5KEEH5thUlA)

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *