خشم کــــارگر…استثمار دیگر بس است

انترناسیونال

برخیز ای داغ لعنت خورده دنیای فقر و بندگی
شوریده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی
باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند
و آنگه نوین جهانی سازیم هیچ بودگان هرچیز گردند

روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها

برما نبخشند فتح و شادی نه بت، نه شه نه قهرمان
با دست خود گیریم آزادی در پیکارهای بی امان
تا ظلم از عالم بروبیم نعمت خود آریم به کف
دمیم آتش را و بکوبیم تا وقتیکه آهن گرم است

روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها

تنها ما توده جهانی, اردوی بیشمار کار
داریم حقوق جهانبانی نه که خونخواران غدار
غرد وقتی رعد مرگ آور بر رهزنان و دژخیمان
در این عالم بر ما سراسر تابد خورشید نور افشان

روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرین رزم ما
انترناسیونال است نجات انسانها

 ………

استثمار دیگر بس است

دیگر نمیگذاریم
بر پا کنندگان ستم
نیروی بازوانمان را تاراج کنند
قانون کهنه را بدر افکن
این قانون، شلاق ستمگران است

ما قانون بهتر خواهیم آورد
قانون اتحاد ، کار ، مساوات ، آزادی
بگذار خون ستمگران
چو رودخانه ای
بر سنگفرش خیابان ها جاری گردد
سپیده باز دمید ، اول ماه مه است

***
در سحرگاه اول ماه مه
شیپور کمون دمیده می شود
تا پرولتاریای تمام جهان
این گارد سرخ تاریخ ، به پا خیزد
پرولتر جهان
به یاد کموناردهای قهرمان
که پرچم سرخ را برافراشته
صف رزمندگان را فشرده تر کن
دیروز را به یاد آور ، در زنجیر
امروز را ببین ، در رزم
و فردا را بی شک ، در فتح
ما پیشتاز دنیای تازه ایم
پارتیزان هدف های اصیل
و در کوله هامان
فردای نو ، انسان نو ، زندگی نو را
بر پشت می کشیم
آن جا بر پیشانی افق ،

آن ستاره سرخ را می بینی ؟
هر شش دانگش مال ماست
مال من ، تو ، همه
اما تا نجنگیم ، پیروزی محال است
برویم تا بنیان های کهنه را ویران سازیم
سپیده باز دمید ، اول ماه مه است

***
از صف جدا نشو ، از راه باز نمان ، هم­پای صف قدم بردار

هر گوشه ، هر کنار ، سنگر ماست
مثل کوهساران ، پابرجاییم
و اقیانوس وار ، به هم پیوسته
و کینه سرمایه اندوزان ، چو آبی در کاسه سنگی
همواره در دل ما باقیست
ما از تبار رنجیم ، از دودمان زحمت ، پیک های بهاریم
و سوسیالیسم ، بهار تاریخ است
بازویت را به من بده و قلب پر کینه ات را
که هم امروز ، پیکاری بی­رحمانه ، به پهنای جهان در می گیرد
حافظه تاریخ اشتباه نمی کند ، پیکار ما سر انجام پیروز است
این بشارت تاریخ را باور کن
برویم تا گاوصندوق ها را تیرباران کنیم
سپیده باز دمید ، اول ماه مه است

***
در سحرگاه اول ماه مه

با اولین طلایه خورشید
آسمان رنگی دیگر می گیرد
رنگ آتش شعله ور ، رنگ خون کموناردهای جوان
و پیشا روی ما ، جنگی به وسعت آسمان در می گیرد
قیام ما ، نبرد ابزار ماست
و سوسیالیسم ، پرچم سرخ ما
دو نشانه پیگیرانه از هدفی مقدس
آزادی تمام ستمدیدگان روی زمین
برویم تا دشمنان آزادی را فنا کنیم
سپیده باز دمید ، اول ماه مه است

***
چهره تاریخ ، برعکس چهره انسان هاست
هر روز که می گذرد ، جوانتر می گردد
و از فردا ، خورشید دیگر ، فردای دیگر را روشن خواهد ساخت
روز بزرگی در پیش است
و اینک پیکار ، نزدیک ، نزدیکتر لحظه هان ، هان
گارد سرخ تاریخ ، برپا
برویم تا تاوان رنج­هامان را مصادره کنیم
سپیده باز دمید ، اول ماه مه است
شهاب گوڵاڵان ٢٨ .۴. ٢٠١٢

تصور کن

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس زد شورش نیست
نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن
تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س
تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش‌بس
کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم
دیگه سهم هر انسان تن هر دونه‌ی گندم
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا
::یغما گلروئی::

……..

تصور کن همه انسان‌ها در صلح زندگی مي‌کنند 
شايد بگويی من رؤيا مي‌بينم 
اما من تنها نيستم 
من اميددار روزی هستم که تو به ما بپيوندی 
و جهان يکی شود

تصور کن مالکيتی وجود ندارد 
تعجب مي‌کنم اگر بتوانی 
نيازی به حرص يا گرسنگی نيست ،
برادری بشر. 
تصور کن همه مردم 
زمين را با يکديگر قسمت مي‌کنند

شايد بگويی من رؤيا مي‌بينم 
اما من تنها نيستم 
من اميدوار روزی هستم که تو به ما بپيوندی 
و جهان يکی شود”

― John Lennon

«برافرازید»

امروز توده ها برای زندگی می جنگند

نیرویمان را گرد آریم

بساط کهن را بروبیم

مرگ بر دشمنان مردم زنده باد دنیای نوین.

برافرازید

برافرازید پرچم آزادی را

برافرازید بگسلید زنجیرهای جور و ستم

برافرازید پرچم آزادی را.

بحران ها خلاصی نخواهد یافت

تنها عزم ماست که سوسیالیسم را برپا می دارد

دست در دست هم فردای خوشی خواهیم داشت آینده از ماست.

…….

شعر خشم (سرودی برای اول ماه مه)

باران ژین

با خشمِ تنها، مجال نیافتم اندیشه هایم را گرد اورم؛

واکنون

این پرسش رهایم نمی گزارد،

که آزادی، این یگانه کلید مقدس،

چگونه به اسارت در امد ؟

با رنج فرو خورده ام من چنین پرسم،،که!

آهای کسی مرا می شناسد؟

من خالق سفره های رنگین شما هستم.

من خالق ساختمانهای سر به فلک کشیده ام.

خالق آخرین

مدل ماشینهای خیره کننده.

خالق وسایل آرایش و عطرهایی که شما خود را با آن می ارایید .

خالق آخرین مدهای روزتانم.!

کسی مرا می شناسد؟

من خالق کشتیها ، هواپیماها،و قطارهای سریع السیرم.

که در آن مسیرهای پر صعب را در می نوردید.

کسی مرا می شناسد؟

من خلق نانم!

نانی که صبح خود لقمه ای از آن رادر گوشه دستمالی می پیچم،

که اگرفرصتی کردم انی بی آسایش، لقمه ای از آن خود کنم.

در آفتاب می سوزم، در سرما می لولم.

کودکم  آهنگ عشق می نوازد.

من خالق ستونهای تاریخم.

ستونهای عظیم تاریخ.

گرچه خود چنین نخواستم……

و امروز با مارش خود طنینی بر خیابانها

می افکنم.

آنجا که در تابستان قطره های عرقم

با قیر عجین می شد.

آهای خشم فرو خورده ام طغیان خواهد کرد.

آهن گداخته، ستم را عریان خواهد کرد.

و انتر ناسیونال سرودی است شایسته ما……..

……

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *