ایران جهنمی برای کودکان

د. حقیقی

کودکان کار در ایران مهم ترین قربانی آسیب های اجتماعی هستند. این کودکان با آرزوهایی کوچک و بزرگ که باید برای برآوردن آنها تن به کار بسپارند و در لابلای حسرت های ناتمام، خیال های رنگارنگ خود را هر روز و هر ساعت نقاشی میکنند.
پدیده کودکان کار از پیچیده ترین مسائل اجتماعی بە شمار می اید که از دیرباز در کشورهای مختلف وجود داشته و در دهه های اخیر به علل گوناگون افزایش یافته است. بالا رفتن هزینه‌های تولید، افزایش بیکاری و نرخ بالای تورم از جمله عواملی هستند که باعث شده‌اند تعداد کودکان کار در ایران افزایش بیابد. صاحبان صنایع کوچک در این شرایط به استفاده از نیروی ارزان کار کودکان متمایل میشوند. بالا رفتن هزینه‌های تولید به دلیل اعمال تحریم‌ها، صاحبان کارگاه‌های تولیدی را به فکر استفاده از نیروی ارزان و بی دردسر کودکان انداخته است. در ایران همچون بسیاری از کشورهای درحال توسعه، کودکان به دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با آسیب ها و مشکلات متعددی روبرو هستند و کودکان کاراز جمله این افراد هستند که به دلایل اقتصادی، بیشترین وقت خود را در محیط های نا امن و پر مخاطره خیابان می گذرانند و در معرض خطرات گوناگون قرار دارند. آنها از حقوق اولیه خود مانند آموزش، بهداشت و تغذیه مناسب محرومند و درهمه زمینه های رشد جسمی، ذهنی و روانی محرومند و با مشکلات فراوانی مواجه هستند و از نارسایی های زیادی رنج می برند. پرداختن به مساله کودکان کار و خیابانی به علل مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است، نخست آنکه پدیده کودکان کار و خیابان صرف نظر از آمار و تعداد آنها، خود یک مسأله اجتماعی مهم و در خور توجه در جامعه است که آثار و تبعات اجتماعی متعددی را به دنبال دارد، دوم اینکه کودکان کار و خیابان از محروم ترین کودکان هستند که از بیشترین حقوق اساسی خود بی بهره اند، سوم آنکه کودکان کار و خیابان به علت شرایط زندگی خاص، منشأ بسیاری از رفتارهای نادرست و پرخطری هستند که نه تنها به خود کودک آسیب جدی می رسد، بلکه سلامت جامعه افراد دیگر را نیز به مخاطره می اندازند.
قانون در ایران( بجز مورد روشن ازدواج دختران خورد سال، در واقع اجازه تجاوز قانونی دادن به آنها) در زمینه کودکان کار و خیابانی نه شفاف است و نه چیزی مهمی در این رابطه مورد توجه قرار گرفته است. کودکان در ایران از بیحقوق ترین و ستمدیده ترین بخش جامعه ایران هستند. شکی در آن نیست که سهم اصلی این ستم و بیحقوقی نصیب کودکان خانواده های کارگری و کم درآمد در کل جامعه ایران است. همه ساله در سراسر ایران، صدها هزار کودک و زن برای سوء استفاده‌های جنسی، بردگی، فاحشه‌گری و یا ازدواج اجباری، خرید و فروش می شوند. هم چنین حدود سه میلیون کودک نیز به دلیل فقر خانواده هایشان، وارد بازار کار بی رحم شده اند که بخش اعظم آنان مورد سوء استفاده های مختلف از جمله جنسی نیز قرار می گیرند. بیشتر از هشت میلیون کودک در خانواده‌هایی زندگی می کنند که یکی از والدین معتاد هستند. درصدی از این کودکان با خرید و فروش مصرف مواد مخدر درگیر می شوند که تا حدود یک سوم تخمین زده می شود. سن اعتیاد به ۱۲ یا برخی گزارش‌ها به ۱۰ سال رسیده است. یک میلیون و هفتصد هزار کودک در گروه سنی ۱۰ تا ۱۸ سال در کشور کار می ‌کنند. در این آمار( معمولا چنین امارهای بسیار کمتر از حد واقعی گزارش میشود) از کار کودکان در رده سنی زیر ده سال سخنی در میان نیست و این در حالی است که بسیاری بچه‌ها از همان خردسالی به کشاورزی و قالی بافی در شهرستان‌ها و کار در تولیدی‌ها و کارگاه‌های نیمه صنعتی در شهرها گمارده می شوند. ماده ۸۰ قانون کار ایران، کارگرانی را که بین ۱۵ تا ۱۸ سال سن دارند کارگر نوجوان می‌نامد و به کارگیری آن ها را مستلزم انجام آزمایش‌های پزشکی توسط سازمان تامین اجتماعی می ‌کند. ماده ۸۲ این قانون ساعات کار روزانه کارگر نوجوان را نیم ساعت کم تر از سایر کارگران منظور می ‌کند اما نحوه استفاده از این امتیاز را منوط به توافق کارگر و کارفرما می‌سازد. طبق ماده ۸۴ نیز مشاغل «زیان آور از نظر اخلاقی یا سلامتی» تنها برای افراد بالاتر از ۱۸ سال در نظر گرفته می ‌شود و تشخیص این امر هم بر عهده وزارت کارو امور اجتماعی خواهد بود. ا اما همه به این واقعیت واقف هستیم که این نوع مواد و ماده به ظاهر قانونی در نظامی که در آن کودک و زن فاقد ارزش و حق برخورداری از حقوق انسانی است فاقد اعتبار است!
نوجوانان با کم ترین دست مزد و بالاترین زمان با میانگین ۱۰ ساعت در روز کار می‌کنند. پسران عموما در تولیدی‌ها وکارگاه‌های کفاشی، آهنگری و ریخته‌گری، درودگری، مبل ‌سازی، کیف ‌دوزی، آجرپزی، نانوایی، مکانیکی و جوشکاری یا امور ساختمانی به کار گرفته می ‌شوند.از دختران نوجوان بیش تر در بسته‌بندی، تولیدی ‌های پوشاک و مواد خوراکی استفاده میشود.
در کنار همه این محرومیت ها و بیحقوقی ها ازدواج دختران کم سن وسال در ایران شرعی و قانونی است. کم نیستند شمار خانواده هائی که توان و امکان تامین زندگی دختران کم سن و سالشان را ندارند و به ازدواج آنها با افراد بسیار مسن تر از خود رضایت میدهند. دخترانی که در سنین نوجوانی حتی صاحب کودک هم میشوند. آمار ازدواج کودکان در ایران نسبت به سال قبل، ۱۰ هزار نفر بیشتر شده و و طلاق آنها هم روند افزایشی دارد.
آمارهای رسمی انتشار یافته توسط اداره آمار و ثبت احوال، نشان می دهد که سالانە ٤٠ هزار مورد ازدواج کودکان بین ٩ تا ١٣ سال در ایران به ثبت می رسد. روشن است مانند بسیاری موارد دیگر این آمار میتواند تنها بخش کوچکی از واقعیت تلخی باشد که در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی در جریان است.
سن قانونی ازدواج در ایران ١٣ سال است. اما از آنجا شرع اسلام ازدواج کودک ٩ ساله را هم مجاز میداند، حتی همین ماده قانونی ضد انسانی هم، معمولا نقض می شود. بعلاوه راه فرار قانونی برای به عقد در آوردن کودکان نیز وجود دارد. دفاتر ازدواج و طلاق در ایران می توانند کودکی را در هر سنی به عقد مرد تحت عنوان صیغه ٩٩ ساله در آورند. آز آنجا صیغه شامل قوانین جاری ازدواج نمی شود، به این ترتیب با دوختن یک کلاه شرعی مانند بسیاری موارد دیگر سروته قضیه را به هم می آورند.
در این میان ازدواج دختران کم سن و سال از کریه ترین نمونه های کودک آزاری در ایران کنونی است. این دختران ستمدیده در حالیکه خود هنوز کودکی بیش نیستند، مادر می شوند. براساس آمار سازمان ثبت احوال جمهوری اسلامی، سالانه حدود یک هزار و پانصد تا دو هزار نوزاد از مادران کمتر از ۱۵ سال در ایران متولد می شوند. سرنوشت چنین کودکانی که از چنین مادرانی به دنیا می آیند، خود داستان دردناک دیگری است. به سبب بارداری زود هنگام و عدم آشنایی با آموزشهای جنسی در معرض مرگ و میر زودرس قرار دارند. فرصت آموزش و شکوفایی استعداد و رشد جسمی و فکری و شکل گیری شخصیت از آنها سلب می شود. به سبب تحمل کارخانگی مادام العمر و محدویت رسیدگی به فرصتهای کودکانه شان، اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و یا عاصی می شوند. خودکشی شوهرکشی، فرار از خانه و قاچاق کودک، از دیگر پیامدهای ازدواج زود هنگام است. چنین جنایتی که در رژیم اسلامی قانونی است، در دنیای پیشرفته امروز مصداق تجاوز جنسی و کودک آزاری است. ازدواج کودکان یک آسیب دردناک اجتماعی است که رژیم اسلامی به آن شکل قانونی داده است. روشن است که سنت ازدواج کودکان در کشورهائی مانند ایران ریشه در فقر شدید و سلطه افکار پوسیده ارتجاعی دارد. ازدواج کودکان امری جنائی است و باید جرم تلقی شود. شرع و سنتی که این ازدواجها را مجاز میشمارند باید ریشه کن شوند. ریشه کن کردن چنین سنتهائی رابطه مستقیمی دارد با مبارزه برای سرنگونی رژیم اسلامی و بنیاد نهادن دنیائی که در آن انسانها آزاد و برابر و مرفه باشند.
کودکان باید کودکی کنند و در برابر هرگونه مغزشویی مذهبی و ایدئولوژیک از آنها محافظت شود. کودکان باید در شرایطی کاملا انسانی و تحت حمایت کامل جامعه زندگی کنند. استفاده از بازی، آموزش و بهداشت رایگان حق مسلم کودکان است. آنها باید در رفاه و آرامش طوری بارآیند که خلاقیت هایشان شکوفا شود. اما جمهوری اسلامی نه میخواهد و نه بنا به ماهیت خود میتواند داوطلبانه در چنین جهتی گام بر دارد. تحقق این خواستها به گسترش جنبشهای پیشرو اجتماعی و در راس آنها جنبش کارگری گره خورده است. مطالبات مربوط به حقوق کودکان می تواند و ضروری است به بخش جدائی ناپذیری از مطالبات سراسری و رادیکال کارگران تبدیل شود.
منبع: شماره ١٠١ نشریه سوسیالیسم امروز
٤ خرداد ١٣٩٨
٢٥ می ٢٠١٩

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *