گفتگوی نشریه سوسیالیسم امروز با رفیق عزیز آجیکند در باره موقعیت حزب سوسیالیست انقلابی ایران

By / 2 ماه ago / مقالات / No Comments

گفتگوی نشریه سوسیالیسم امروز با رفیق عزیز آجیکند
در باره موقعیت حزب سوسیالیست انقلابی ایران

سوسیالیسم امروز: لطفا توضیح دهید که موقعیت کنونی حزب سوسیالیست انقلابی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟ نقاط قوت و ضعف آن چیست؟ موانعهای تاکنونی سر راه شما چیست؟

عزیز آجیکند: برای درک بهتر سوال مطرح شدە از جانب شما جا دارد یادآوری شود کە ما فعالان تشکیل پروژە یک حزب جدید،مدرن و آیندەنگر و مسئول در قبال طبقە کارگر ایران ، سالها بود بر این باور بودیم کە وجود یک حزب میلتانت و انقلابی با آرمان سوسیالیستی کە در خدمت احاد جامعە باشد و ارتباط نزدیکی با جامعەی کارگری در ایران داشتە باشد و در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی یک حزب مستقل و رزمندە و انقلابی باشد و در راستای انقلاب محرومان جامعە بە رهبری طبقە کارگر گـــام بردارد، خالی و تشکیل آن لازم و ضروریست.
با این رویکرد و با این واقعییت با صراحت میتوان گفت کەتشکیل حزب سوسیالیست انقلابی ایران یک جواب سریع بە چنین ضروریتی بود . ضروریتی کە فعالان این پروژە را وا داشت کە با جمع کثیری از فعالان کارگری و سیاسی در داخل ایران تماس برقرار کند و با آنها وارد یک گفتمان سیاسی جدی حول تشکیل یک حزب متفاوت تر از هر جریان سیاسی دیگر در میان اپوزسیون مخالف جمهوری اسلامی ، شود.

ما میدانستیم کە شکل گيری چنين حزبی از يک سو نيازمند حمایت نسل نوینی از جوانان مبارزی که آرزوی تشکیل چنین حزبی را سالیانی با خود کش میکردند وافق آرزوهای خود را در گرو تشکیل آن میدیدند بود و از سوی ديگر نیز هدف ما دعوت به عمل آوردن آن دسته از مبارزین چپ و کمونیستی بود که سالیانی مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار داده بودند و اما بدلایلی در بیرون این دایره مبارزاتی به سر میبردند و امیدشان تشکیل حزبی بود سیاسی و مسئول از لحاظ سیاسی و بدور باشد از یک حزب سنتی و سکتاریستی که بتوانند در آن دور هم گرد آیند و مبارزەای را با مناسبات سالم سیاسی و بدور از هر نوع کشمکش سیاسی و شخصی و قدرت طلبی، که در اغلب سازمانها وجود دارد، به پیش برند .
از طرفی دیگر احزاب موجود در جامعه که سرنگونی جمهوری اسلامی را در دستور کار خود داشتندو به قول خودشان برای یک جامعه برابر و انسانی مبارزه میکردند ، یا در حاشیە قرار گرفتە بودند و هستند یا اینکە درگیر اختلافات درونی خود بودند کە خود این نیز باعث گسستی گستردە با تودەهای مردم شدە بود و راه را برای وقوع انشعابات مختلف هموار کردە بود کە خود این روند ضربە محکمی را بە جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی وارد کردە بود و افق مبارزە را در چنین عرصەای تیرە و تار کردە بود .
واقعیت این است کە احزاب، کارکرد ایجاد همبستگی عمومی به منظور هدایت آنان به سوی جامعه ی مطلوب را بر عهده دارند و به عبارتی احزاب، مدارس آزادیخواهی هستند و بار مسئولیت سنگین تربیت و آموزش سیاسی نسل خود را بر دوش دارند. کە ما سالیانی بود در عرصە سیاسی در ایران چنین احزابی را غایب میدیدیم .

اندک مطالعه ای در سیر تحولات جوامع پیشرفته و همچنین تحولات سیاسی چند دهه ی بعد از بر سر کار آمدن جمهوری اسلامی ایران و فراز و نشیبهای آن و محرومیت های پی در پی اقشار عموم جامعه، جای تردیدی باقی نمی گذارد که تشکیل احزاب سیاسی به عنوان نیاز توسعه سیاسی یک ضرورت انکار ناپذیر است.

متاسفانه امروز بر همگان آشکار است که فقدان احزاب جدی و قدرتمند در عرصه سیاسی در ایران و نقاط ضعف این احزاب که در بالا بسیار کوتاه به آنها اشاره شد ، موجب بروز نابسامانی های عدیده در عرصه ی سیاست و آسیب های جدی به منافع مردم آزادیخوا، طبقه کارگر و جنبشهای انقلابی برای سرنگونی مرتجع ترین حکومت در عصر حاضر شده است. در بگو مگو های این احزاب و همدیگر را دشمن فرض کردن و بایکوت همدیگرو خفه کردن صدای مخالف و انشعابات پی در پی و درگیریهای روزمرە و بە گروگان گیری اعضای گروها و جریانات مخالف خودی ، به روشنی نشان ازآن دارد که این نوع احزاب دیگر نمی توانند مثل سابق باشند و سیاستشان توده ای گیر شود و صد البته کوچکتر و نامربوط تر به جامعه میشوند. واقعه تلخی که ما در مدت ٤٠ سال گذشته با آن روبه رو و بوده و دست و پنجه نرم کردەایم.

بنابراین باید با تاسیس احزاب جدی جدید تر و امروزی تر، احزابی که در اختیار منافع شخصی افراد و محافل خاصی نیست، احزاب انقلابی و مسئول و مدرن و سوسیالیست و صد البته تشکیل شده از نیروی طبقه کارگر و نسل جوان امروزی و با تجربه و تحصیل کرده خوشبین بود و همت گماشت و مانع تبلیغات کسانی شد که مخالف آمدن به میدان نسل دیگری از جوانان جامعه که برای ساختن رویاهای خود پا به عرصه مبارزه گذاشته اند.

ما نسل جوان سوخته ای بودیم وهستیم بدست یک رژیم فاسد و ارتجاعی ، و صد البته قربانی و نسل زجر خورده ای به دست سیاسی های قبل از خود هستیم . ما قربانی بگو مگو های آنها و اختلافاتشان و پیشرفت نکردنشان ، هستیم . پس وقت آن رسیده است که خود باشیم. در چنین شرایط و در چنین اوضاع و احوالیست کە حزبی قصد تولد را دارد و میخواهد بشکفد و این حزب حزب این نسل است . ما سالها بود در فکر عملی کردن پروژه خود و می خواستیم این دوره را تجربه و لمس کنیم و پا به عرصه مبارزه دیگری نهیم و آستینها را بالا زنیم تا باشد برای آن معدود کسانی که حزب و مبارزه را از آن خود و در چهار چوب فکریت سکتاریستی خود محدود نکنند.

حزب سوسیالیست انقلابی ایران کە منظور ماست در همین راستا پا به عرصه سیاست نهاده و می خواهد و در نظر دارد گفتمان مبارزه سیاسی و انقلابی امروزو فردای خود را بر علیه نظام جمهوری اسلامی و چنین گفتارهای حاکم در دنیای سیاست را بار دگر مرور کند . این حزب با چشم انداز نوینی متولد شدو آرزوی مرگ رژیم جمهوری اسلامی را در برنامه خود دارد و میخواهد بازوی قدرتمندجوانان و زنان و کارگران انقلابی خود و صفوفش باشد.

در باره موانعهای سرراهمان نیز، علاو بر مانع اصلی جمهوری اسلامی و سرکوب و جنایت دائمی آن، باید گفت ما در طول سال گذشتە با مشکلات عدیدەای دیگری برخورد کردیم و گاها هم این مشکلات مانع پیشروی یا اجرای برخی از نقشه های ما شدند. یکی از این مشکلات بر میگردد به رفقای که، ضمن زحمات که در اوایل کشیدن و جای قدر دانی است، اما متاسفانه خیلی زود پشت کردند به تعهداتشان. رفیق نیمه راه بودند و متاسفانه برخی از آنها رفقای مسئولی نبودند. وقتی کار به مرحله جدی و پراکتیکی رسید آنها بهانه گرفتن و برگشتن روی همان سنت و احزاب سنتی و ورشکستەای که در حرف از آن بردیده شده بودند و خودشان بارها آنان را ارتجاعی و از دور خارج شده اعلام کرده و میدانستند! بخشی از دوستان و رفقایی چهره علنی کە در این پروژە ما را همراهی و همیاری کردند و در تشکیل حزب بخشا دخیل بودند، در ادامە راە یا با ما نیامدند و یا اینکە قربانی همان فرهنگ و سنت عقب افتادەای شدند کە ما حدود چهار دهە است با آن درگیرو دست و پنچە نرم میکنیم. متاسفانه نتوانستند بطور برابر در یک جریان سیاسی فعالیت داشته باشند، بنظر میرسید به داشتن یک”قائد” در بالای سرشان عادت گرفته بودند. فرهنگی کە نمیتواند بە خود بقبولاند کە در برابر سختیها و مشکلات راه ، باید رزمندە و جسور باشند و با آن کنار بیایند. برخی از آنها تحت تاثیر مداوم کوچکترین تغییر و تحولات و فشار باند بازیهای یاران سابقشان قرار میگیرفتند و راحت و خیلی سادە شوراندە شدند و میشوند و شستشوی مغزی می یابند . این دستە از رفقا و دوستان همانهایی هستند کە در عرصە مبارزە همان نقشی را بازی میکنند کە توپ فوتبال در میدان بازی دارد. این دوستان از طرف” لیدرهایی ماداملعمرشان” که نتوانستن از آنها به برند و خود در مقام رهبر و مسئول جامعه و پاسخگو فعالیت نمایند بە کار گرفتە میشوند و بە هر جهت و سویی شوت دادە میشوند . و همین امـــر و همین پراتیک سنگینی خود را بر جنبش ما را دارد و هر روز و هر ساعات قربانی میگیرد. در هر صورت خواستم بگویم روش برخورد غیر سیاسی و غیر رفیقانه چند نفر بدرجاتی مشکل آفرین شد. بسیار ناحق و غیر واقعی با این کارشان این تصویررا داده اند که مشکل از حزب ما است در حالی همینجا به همه میگویم آن دوستان یک کلمه مخالفت سیاسی با سیاستهای حزب و هیچ پروژه و تصمیم و شخصی نبوده اند، با وجودی اینکه همه ی درهای حزب ما برای بیان هر اختلاف نظر و نقد و پیشنهادی بطور هم علنی و هم درون سازمانی و بدون قید و شرط برای هر عضوی باز است، این دوستان نه کتبی نه صوتی و نه حتی در یک جلسات رسمی حزبی هم یک کلمه در مخالفت با هیچ چیزی ابراز نداشته اند، یکدفعه و یکشبه و بسیار ناگهانی، که معلوم بود از جای دیگری زیر فشار قرار دارند، تصمیم گرفتن و رفتن حتی بدون “خداحافظی” در نششت ارگانی که خودشان افتخار عضویت در آن را داشتند، خلاصه برگشتن جای که قبلا از دست آن فرار کرده بودند، حق خودشان است اما سیاسی و کمونیستی نیست این روش و سنتها!. درضمن باید تاکید کنم که واقعا این مسائل سر سوزنی روی فعالیت حزب ما در داخل کشور که اساس فعالیت و نیروی ما هم همانجا تمرکز وحضور دارد تاثیری نه تنها نداشته بلکه به نوعی به درست به بی اعتمادی و عدم اتکای هر چه بیشتر به جریانات و “شخصیتهای” خارج نشین منجر شده است.

اما مانع بزرگتر سر راه ما همواره فقر مالی شدید است. تا امروز تنها با حق عضویت زندگی حزب چرخیده است. در حالی که پروژه های زیاد سیاسی ، عملی ، سازمانی و نظامی این حزب بخاطر نبود امکانادت مادی متاسفانه حتی به درستی شروع بکار نکرده است. برای رفع این مشکل نیز بغیر از گسترش حق عضویتها و دریافت کمک مالی از دوستان روزنه دیگری نداریم.

ما بر این باور هستیم اپوزیسون جمهوری اسلامی، در اینجا خطاب ما بیشتر اپوزسیون چپ و کمونیست است، اگر دارای سیاست و رهبری و مسئولیت پذیری درستی می بودند، اگر اخلاق سیاسی و معنوی پیشرو در مناسبات حزبی و صفوف خود نمایندگی میکردند، و… بدون شک جنبش کارگری و جنبشهای انقلابی دیگری کە ٤٠ سال قبل جرقەاش زدە شد علیه استبداد و سرمایه داری و ناعدالتی حالا این وضع و حالش نبود. در کنار چنین فاز منفی کە امروز گریبانگیر اپوزیسیون جمهوری اسلامی شدەاست، ، به ویژه با پیوستن و رفتن دوباره چند نفر، از همان سنت و تاریخ به حرکت ما، در کنار ما نیز در حال گشت و گذار بود و آثراتش باقی مانده. وجود این فرهنگ و سنت در اپوزسیون خود عاملی در عدم روی آوری جامعه به مبارزه نهائی و یکی از دلایل باقی ماندن تاکنونی جمهوری اسلامی است. حتی بخشی از مشغله برخی از آن احزاب، به ویژه حزبی که بیشتر آن رفقا از آن جریان و سنت سیاسی آمده بودند، در این مدت قبل از جمهوری اسلامی براستی ما و موضوع تشکیل حزب سوسیالیست انقلابی بود، اینها دو سال تمام است به هر دری زدن تا ایجاد چنین حزبی را مانع شوند اما نتوانستند، در میان بحران و سر درگمی خودشان، در نهایت موفق شدن با دلسرد کردن چند نفر، در واقع متاسفانە موفق شدند به شخصیت و اعتبار سیاسی حتی چند نفر نیز آسیب برسانند و بیمارگونه فکر میکردن با اینکارها حزب سوسیالیست انقلابی مانند خودشان به ورشکستگی سیاسی کشیده خواهد شد.

با همه این موانع و “تازه کاره بودن” حزبمان و بدون حداقل امکانات اولیه مادی و مدیائی میتوان بە صراحت اعلام داشت کە جریان ما در طول یک – دو سال گذشتە دارای موفقعیتهایی قابل توجه ی نیز بودە است. رشد و کسب محبوبیت در جامعه و در میان فعالین داخل کشوری به همت فعالیتهایش از جمله از کانال نشریه سوسیالیسم امروز، غیر قابل انکار است. جریانی کە موضع روشنی را در برابر تحولات جهان و منطقە را اتخاذ کردە است و پاسخ درست و منطقی و سوسیالیستی را در کارنامە خود و در جواب بە همە اتفاقات پیش آمدە را داشتە و کماکان نیز خواهد داشت . شما هیچ کسی را نمیتوانید در این مدت پیدا کنید که توانسته باشد از مواضع کارگری و سوسیالیستی جاری شده در این حزب و مدیای آن ایرادی بگیرند. آنهای که فحش و خشم و سانسور وجهی از زندگیشان است لابد چیزهای گفته اند و رفته اند ، نه ما و نه جامعه چنین فرهنگی را جدی نگرفته ایم.

امروز بعداز گذر از همه موانعات پیش آمدە، وقتی به اقدام و حرکت خود نگاهی دوباره می اندازیم، این واقعیت را به روشنی در می یابیم که اعلام تاسیس حزب سوسیالیست انقلابی ایران هم به موقع و هم نقطه آغازی بود در راهی که طبقه کارگر می تواند بپیماید تا از موقعیت کنونی خود گذر کند، تا جامعه ایران را از مصائبی که اکثریت مردم با آن دست به گریبان هستند رها سازد . و این همانا نقطه عطفیست که همه فعالان حزب سوسیالیست انقلابی به آن چشم دوخته اند و با امید به آن نگاه میکنند و به پیش می تازند.

شکی نیست که حرکت ما و حزب ما در دل سنتهای پیشرو ومترقی جامعه و در متن مبارزه انسانهای شریف و کمونیستهای انقلابی قد علم میکندو میخواهد راه را در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی بپیماید . این پیروزی و این حرکت در دل پروسه ای بسیار سخت و دردناک به دست آمده است. به همین جهت میتوان گفت که مالامال از خشمیم . با وضع حاکم میستیزیم ، طرحی نو و بذر اندیشه ترقی و مدرنیزم را در شور بازار سیاست میپاشیم . تا باشد به کمک انسانهای مبارز و جوانان انقلابی نسل امروز را از گرداب طوفان شب پرستان رهایی بخشیم و به ساحل امیدو آزادی واقعی هدایتش کنیم و شاهین بلندپرواز پیروزی را به آغوش کشیم.

مبارزه حاصل از این خشم باید از طریق کمونیستها و کارگران و زحمتکشان و توده های مردم هدایت وحمایت گردد، خیزش محتمل ناشی از این خشم باید بخشی از خیزش ما کارگران و جوانان و زنان انقلابی و همه قشرهای مترقی و سکولار جامعه شود تا با پرچم سوسیالیسم سرنگون کردن جمهوری جنایت اسلامی را عملی بخشیم و استقرار سوسیالیسم، یعنی استقرار یک جامعه آزاد و برابر و مرفع برای همگان را به واقعیت تبدیل نمائیم. تحقق این آرمان و اهداف مهم و تاریخی نیازمند روی آوری وسیع کارگران و زنان و جوانان آزاده و سوسیالیست به این حزب و خود سازمانیشان حول سیاستهای آن در محل کار و زیست و شهر و روستا و مدارس و دانشگاها است!

ما در این حرکت انقلابی به خود میبالیم و بە صفوف خود تبریک میگوئیم و به کارگران و زحمتکشان و جوانان انقلابی درود می فرستیم و آنها را در جمع خود فرا می خوانیم.

منبع: شماره ١٠٣ نشریه سوسیالیسم امروز
١ تیر ١٣٩٨
٢٢ جون ٢٠١٩

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked. *